تجربۀ زیستۀ مردان نابارور از پدرانگی با روش فرزندپذیری
نویسندگان
1 دانشــجوی دکتــری مطالعــات زنــان، دانشــگاه ادیــان و مــذاهب، قــم، ایران
2 استادیار گروه مطالعات علوم اجتماعی و توسعه، پژوهشکده زنان، دانشگاه الزهرا (س)، تهران. ایران.
3 استادیار گروه مطالعات علوم اجتماعی و توسعه، پژوهشکدۀ زنان، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران.
doi
10.22034/jpai.2024.2022532.1327چکیده
ناباروری با علت مردانه، یکی از دلایل اقدام به پذیرش فرزندخوانده در خانوادههای ایرانی است؛ لیکن اغلب مطالعات حوزه ناباروری و فرزندخواندگی بر زنان متمرکز بوده و فارغ از دلایل، زمینهها و آثار آن، فرزندخواندگی را همچون ناباروری، امری بیشتر «زنانه شده» میدانند. پژوهش حاضر با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی به مطالعه تجربه زیسته 10 مرد نابارور اقدامکننده به فرزندخواندگی در مشهد میپردازد که به شیوه نمونهگیری هدفمند از بین اعضای گروه تلگرامی «هممسیرها» انتخاب شدند. دادههای حاصل از مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته با این مردان، که در بازۀ زمانی بهمن 1401 تا اردیبهشت 1402 انجام گرفت، با روش کلایزی تحلیل شد. سه مقوله بهدستآمده عبارتند از: 1) «بار بیفرزندی» شامل رنج ناباروری، رنجیدگی از مواجهه با دیگران مهم، آشیانه خالی و درمان نافرجام، 2) «گذار دشوار» شامل چالشهای معطوف به خود، چالشهای معطوف به اقدام، چالشهای معطوف به دیگران و چالشهای مربوط به فرزندخوانده و 3) «پدرانگی بدون بدن» شامل دغدغههای بیپایان، هویتیابی پدرانه، شوق فرزندداری و پدرانگی مدرن. همچنین یافتهها نشان داد این مردان، در پی فشار و استیگمای بیفرزندی برای کسب هویت و تجربه پدرانگی و پاسخ به نیاز همسرانشان به مادرانگی، اقدام به پذیرش فرزندخوانده نموده و علیرغم دغدغههای موجود از انتخاب خویش رضایت داشته و آن را مثبت ارزیابی میکنند.