واکاوی معنایی زمینه‌های ازدواج زنان ایرانی با اتباع افغانستانی: به سوی نظریه زمینه‌ای

نویسندگان

1 دانشیار بخش جامعه‌شناسی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

2 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

3 دانشیار جمعیت‌شناسی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

doi
10.22034/jpai.2024.712259
چکیده

این مطالعه به واکاوی معنایی زمینه‌های ازدواج زنان ایرانی با اتباع افغانستانی می‌پردازد. ایران در چند دهه گذشته به یکی از مقصدهای اصلی مهاجران افغانستانی تبدیل شده است؛ این امر به دلیل وجود مرز گسترده بین دو کشور و همچنین آشفتگی سیاسی، جنگ‌های متعدد، شرایط اقتصادی وحشتناک، ترس از جان، و سایر عوامل اقتصادی و سیاسی است. رویکرد پژوهش، کیفی و روش آن داده‌بنیاد است. مشارکت‌کنندگان در پژوهش، زنان ایرانی دارای همسر افغانستانی بودند که با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و داده‌ها با انجام مصاحبه نیمه‌ساختاریافته گردآوری شد. تعداد مشارکت‌کننده با معیار اشباع نظری، 12 نفر بود. داده‌ها با بهره‌گیری از کدگذاری سه مرحله‌ای (باز، محوری و گزینشی) استخراج و تحلیل شدند. در فرایند کدگذاری و تحلیل داده‌ها، تعداد 106 مفهوم، 35 مقوله فرعی، 10 مقولة اصلی و یک مقوله هسته استخراج شد. مقوله‌های اصلی پژوهش در قالب شرایط علی («رویة پدرسالارانه و ازدواج اجباری»، «سماجت و پافشاری اتباع بیگانه»)، شرایط زمینه‌ای («مصائب خانة پدری»، «نبود و کمبود آگاهی»، «فقر و احساس محرومیت» و «تقدیرگرایی»)، و شرایط مداخله‌‌گر («ادراک واکنش‌های متنوع»، «موانع اداری و حقوقی»، «نبود آینده‌نگری» و «بی‌پشتوانگی و ناپایداری شغلی و اقتصادی اتباع بیگانه») دسته‌بندی شدند. مقوله هسته نیز به «گزینش و زندگی ناخواسته» اشاره دارد. نتیجه این‌که، ازدواج و زندگی زنان ایرانی با اتباع افغانستانی، گونه‌ای از چالش در پیوند با موقعیت زنان و خانواده‌های آن‌ها در جامعه است که راهی ناخواسته را فراروی آن‌ها قرار می‌دهد.