ارتباط بین تعارض کار- خانواده و نگرشهای ازدواج- فرزندآوری: مطالعهای در بین زنان شاغل در شهر سنندج
نویسندگان
1 استادیار جمعیتشناسی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
2 دانشیار جامعهشناسی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
3 دانشآموخته کارشناسارشد جامعهشناسی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
doi
10.22034/jpai.2023.2004327.1289چکیده
نظر به اهمیت سازگاری نقشهای شغلی با تعهدات بلندمدت خانوادگی، پژوهش حاضر ارتباط بین تعارض کار- خانواده و نگرشهای ازدواج- فرزندآوری زنان شاغل را بررسی کرده است. چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر نظریههای تعارض نقش، نابرابری جنسیتی، حمایت اجتماعی و منابع اقتصادی است. پژوهش برحسب نوع و روش گردآوری دادهها کمّی و پیمایشی است. میدان مطالعه، سنندج و نمونه شامل 338 زن ازدواجنکرده و دارایهمسر 49-15 ساله شاغل است که با نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای و تصادفی ساده انتخاب شدند. یافتهها نشان داد زنان ازدواجنکردهای که تعارض کار- خانواده بالاتری را تجربه میکنند، سن بالاتری را برای ازدواج مناسب میدانند. همچنین، تجربه بالاتر تعارض کار- خانواده در بین زنان دارایهمسر با نگرش به تعداد فرزند کمتر همراه است. یافتههای تحلیل چندمتغیره نشان داد که در زنان مجرد، 5/23 درصد از تغییرات نگرش به سن ازدواج توسط متغیرهای وضعیت استخدام و تعارض کار- خانواده؛ و در زنان دارای همسر، 5/42 درصد از تغییرات نگرش به تعداد فرزند ایدهآل با متغیرهای تعارض کار- خانواده و سن تبیین میشوند. قرار گرفتن زنان در موقعیتهای شغلی ایمن و رفع تعارضهای کار- خانواده با در پیش گرفتن سیاستهای حمایت از خانواده برای تحقق ایدهآلهای ازدواج- فرزندآوری از توصیههای سیاستی پژوهش حاضر است.