شمار جمعیت: یک معمای تاریخی

نویسندگان

1 دکترای تخصصی در جمعیت‌شناسی و بازنشسته مرکز آمار ایران، تهران، ایران

doi
10.22034/jpai.2023.1988437.1265
چکیده

شمار جمعیت و آهنگ رشد آن از دیر باز مورد توجۀ حاکمان، سیاستمداران و سپس جمعیت‌شناسان قرار داشته است. اما آرای جمعیت‌شناسان در این خصوص، نه تنها در زمان و مکان‌های مختلف، که در زمان و مکان واحد نیز یکسان و همسو با یکدیگر نیست. گروهی از پیشینیان طرفدار جمعیت زیاد و رشد سریع آن هستند و گروهی دیگر این شرایط را برنمی‌تابند و عواقب ان را جز نکبت، فلاکت، فقر و فساد نمی‌دانند و بدین‌گونه معمایی پدید آمده است. معمایی که گویی همزاد جمعیت و تمدن بشری است و از صبح تاریخ تا عصر حاضر همچنان ادامه دارد. پژوهش حاضر می‌کوشد از طریق بررسی آرا و اندیشه‌های جمعیتی پیشینیان در طول تاریخ، فصل مشترکی برای این نظریه‌ها بیابد و به حل این معما کمک کند. نتیجۀ پژوهش نشان می‌دهد که در بین آرا و نظرات اندیشمندان از دیرباز تاکنون دیدگاه تقریبا مشترکی وجود دارد. این که افزایش شمار جمعیت نامحدود نیست و سقف معینی دارد و در ثانی این سقف- که آن را سقف یا حد معیشتی نامیده‌اند- در جوامع مختلف متفاوت است. منظور آنان از این سقف، حداکثر تعداد جمعیتی است که جامعه می‌تواند معیشت آنان را تأمین کند.