تاخیر در تولد فرزند دوم: تحلیل دوره ماندگاری در وضعیت تکفرزندی در شهر خرمآباد
نویسندگان
1 دانشیار جمعیتشناسی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه یزد، یزد، ایران
2 دانشیار جمعیتشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران
3 دانشآموخته کارشناسیارشد جمعیتشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران
4 دانشیار جمعیتشناسی، مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور، تهران، ایران
doi
10.22034/jpai.2023.1983029.1258چکیده
از دو دهه قبل به اینسو، شاخص میزان باروری کل در ایران کمتر از دو فرزند بوده است. افزایش میانگین سن فرزندآوری و نیز طولانیترشدن فاصلهگذاری میان تولدها، بخشی از تجربه باروری پایین ایران طی این دو دهه بوده است. هدف از این مطالعه، تحلیل دوره ماندگاری در وضعیت تکفرزندی تا رسیدن به فرزند دوم و تعیینکنندههای آن در شهر خرمآباد است. دادهها، از یک پیمایش مقطعی در سال 1399 با استفاده از پرسشنامه محققساخته در حجم نمونهای برابر با 478 زن ازدواجکرده 49-15 ساله گردآوری شد. برای برآورد زمان بقای تکفرزندی از روش تحلیل بقا و آزمون کاپلانمایر و برای بررسی تأثیر متغیرهای مستقل از مدل پارامتری لگنرمال با شکنندگی گاما استفاده شد. یافتهها نشان داد میانه زمان بقای تکفرزندی 60 ماه است. زنان با تحصیلات دانشگاهی، دارای نگرش جنسیتی مدرن، همچنین زنان دارای شبکه اجتماعی محدود و احساس ناامنی اقتصادی- اجتماعی بالا، دیرتر از سایر زنان به فرزند دوم میرسند. بنابراین احتمال بقای تکفرزندی بالاتری دارند. در مجموع، با توجه به ارتباط زیاد بین تأخیر در فرزندآوری با باروری پایین، تأخیر در تولد فرزند دوم از مسائل مهم جمعیتی کشور است و زمانبندی موالید در سطح سیاستگذاری و برنامهریزی نیازمند توجه اساسی است. لذا همسو با سیاستهای افرایش جمعیت، اجرای برنامههایی برای تسهیل فرزندآوری و حمایت از افرادی که تمایل به فرزندآوری دارند، اما به دلیل هزینههای فرصت و یا محدودیتهای اقتصادی اجتماعی، ممکن است مدت طولانی تکفرزند باقی بمانند، ضرورت دارد.