آگاهی، عقلانیت و ساختار نگرش در رژیم‌های باروری: رویکردی شناختی به فرزندآوری

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جمعیت‌شناسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشیار گروه جمعیت‌شناسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 استاد گروه جمعیت‌شناسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران؛ و استاد مدعو، موسسه مطالعات جمعیتی، دانشگاه ملی استرالیا، کانبرا، استرالیا

doi
10.22034/jpai.2023.542972.1206
چکیده

این پژوهش قصد دارد درکی شناختی از گذار باروری ارائه دهد. در این راستا، تغییر رفتار باروری از جمعیت‌های پیشاگذار تا پساگذار از لحاظ سه عنصر آگاهی، عقلانیت و ساختار نگرش مورد بررسی قرار می‌گیرد. به همین منظور، نظریه‌های کاهش باروری و دلالت‌های آن برای آگاهی و عقلانیت و نیز فرایندهای شناختی در شکل‌گیری باورها و نگرش‌ها درباره فرزندآوری مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که در مراحل پایانی گذار باروری، به‌تدریج رفتار باروری آگاهانه‌تر می‌شود و نقش عناصر شناختیِ عقلانیت در پیش‌آیندهای رفتار باروری افزایش می‌یابد. همراه با کاهش باروری به سطح جانشینی، گذار ارزش فرزند و تغییرات فرهنگی سبب افزایش تعارض میان ارزش فرزند و ارزش‌های رقیب آن می‌شود و درنتیجه ساختار نگرش به فرزندآوری مسئله‌ساز خواهد شد. یافته‌های تجربی این تحقیق که با مطالعۀ 482 زن 39-15 سالۀ همسردار در شهر تهران به‌دست آمد نشان داد که احساس دوسوگرایی یا تردید به‌عنوان یکی از جنبه‌های مهم ساختار نگرش، درباره فرزندآوری اول و دوم در مقایسه با فرزندآوری مراتب بالاتر، به‌طور معناداری بیشتر است.