درآمدی بر تحلیل قهقراییِ مارتی کسکنیِمی در ارزیابیِ ساختاریِ حقوق بین الملل
نویسندگان
1 استاد دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
2 دکتر در حقوق بین الملل دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، محقق دورۀ فوق دکتری، دانشگاه ژوهانسبورگ، آفریقای جنوبی
doi
10.22059/jplsq.2015.55793چکیده
رویکردی که توسط کسکنیمی، به ویژه در کتاب از مدافعه تا آرمانشهر استفاده شده، «تحلیل قهقرایی» است. این رویکرد میتواند «ساختارشکن» نیز نامیده شود. کسکنیمی، دستگاه مفهومی فنیِ ساختارگرایی، نشانهشناسی یا ساختارشکنی را استفاده نمیکند. وی، در اینجا، نگرش خود را بر بنیاد مفهوم موسع دستگاههای مزبور قرار داده است تا فقط، بر ویژگی کلنگرانه، صورتگرا و انتقادی اندیشهاش، تأکید کند. برای وی، توضیح استدلالهای حقوقی بینالمللی، آفراهها (دکترین) و «مکاتب»، نوعی «گفتار» است که به عقب، به مجموعهای مبنایی (زیربنایی) از فروض اشاره میکنند که میتوانند بهعنوان «زبان»، یا «ژرف ساختار» حقوق، تصریح شوند. ساختارشکنیِ استدلال حقوقیِ بینالمللی، بهگونهای غیرقابل اجتناب، آن استدلال را به آن «مجموعۀ قوانینِ» از نظر تاریخی مشروط، یا «طرح مفهومی»، مربوط میکند. بهگونهای که روشن میکند که مجموعۀ قوانین پنهان، متضمن «ظرفیت انتقادی» است.