فهم ذهنی مهاجران از جاذبه و دافعه مقصد و مبدأ مهاجرت: مطالعه موردی مهاجران محله خلیج فارس شمالی تهران
نویسندگان
1 مربی جامعه شناسی، گروه جوانان و مناسبات نسلی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی، تهران، ایران
doi
10.22034/jpai.2021.134727.1157چکیده
غالب تحقیقاتی که به بررسی نقش دافعهها و جاذبهها در مهاجرت پرداختهاند از رویکرد اثباتگرایی و کمّی به مسئله مهاجرت پرداختهاند و عموماً تفاسیر ذهنی مهاجران نسبت به دافعه و جاذبه مبدأ و مقصد را نادیده گرفتهاند. روش تحقیق در این پژوهش روش کیفی و حجم نمونه 23 نفر بوده که از طریق نمونهگیری نظری انتخاب شدند. مصاحبههای انجام شده با استفاده از تکنیک تحلیل محتوای عرفی تحلیل شدند. نتایج بیانگر این است که از دیدگاه مشارکتکنندگان، جنبههای اقتصادی و معیشتی و شغلی عامل اصلی مهاجرت از حاشیهها به سوی مرکز است. با این حال پس از مهاجرت و استقرار در مقصد، عوامل گوناگونی به نسبت قبل از مهاجرت به دافعه و یا جاذبه تبدیل میگردند که چندان ارتباطی با نظریههای اقتصادی مهاجرت ندارد. تغییرات ذکر شده از طریق در نظر گرفتن نحوه زیست در اجتماع و جامعه یا به عبارت دیگر زیستن در محیط اجتماعی کوچک و خرد مقیاس و زیستن در کلانشهرها قابل تبیین است. به عنوان نتیجهگیری کلی میتوان اینگونه بیان کرد که جاذبه و دافعههای یک محل تنها به وضعیت خود آن محل برنمیگردد بلکه این دافعهها و جاذبه در پیوند با محلی دیگر و در یک مکانیسم مقایسه است که در ذهن فرد شکل و قوام به خود میگیرد.