تحلیل فضایی اثرات بیکاری و بیکاری تحصیل-کردگان بر جغرافیای سیاسی ایران

نویسندگان

1 استادیار جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران

3 استادیار جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران

4 استاد گروه جمعیت شناسی دانشگاه تهران

doi
10.22034/jpai.2020.243922
چکیده

بیکاری از لحاظ اجتماعی و سیاسی ظرفیت بحران­آفرینی بالایی دارد و می‌تواند مقبولیت و حتی مشروعیت حکومت‌ها را زیر سوال ببرد. پاسخ حکومتها به بیکاری، ایجاد فرصت­های آموزشی است تا ورود نیروی جدید به بازار کار را به تعویق بیندازند که در ایران باعث افزایش بیکاری تحصیل‌کردگان شده است. تفاوت فضایی در نرخ بیکاری و سهم بیکاران تحصیل‌کرده در کشور، تبعیض فضایی مزمن و تسلط الگوی مرکز- پیرامون و انطباق این الگو بر محل زیست گروه­های قومی، نگرانی­های سیاسی و احتمال اوج گرفتن ناآرامی را در کشور افزایش می­دهد. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و آماری با تأکید بر کشف الگوهای فضایی بیکاری به‌طور عام و بیکاری تحصیل‌کردگان به‌طور خاص با استفاده از روش­های تحلیل فضایی آماره موران و آماره Getis–Ord Gi* در پی پاسخ به این سوالات است که الگوهای فضایی بیکاری در ایران چگونه است و دارای چه اثراتی بر جغرافیای سیاسی کشور است؟ نتایج پژوهش نشان می‌دهد الگوهای فضایی بیکاری با بیکاری تحصیل­کردگان متفاوت است و پایداری این الگوها طی زمان باعث تقویت فرایندهای ناموزون مهاجرت و توسعه شده و برداشت مردم از آن را سیاسی ساخته است و تداوم این وضعیت از دیدگاه جغرافیای سیاسی، چالش بزرگی برای حاکمیت و دولتمردان است.