برهم‌کنش روابط پیوستاری و انفصالی در داستان «مردی در قفس» صادق چوبک

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فرانسه، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
چکیده

افعال مؤثر همان­طور که در شکل‌گیری کارها و اعمال نقش دارند، در تغییر حالت­ها نیز می‌توانند تأثیرگذار باشند. در روابط پیوستاری و انفصالی که میان سوژه و شیئی ارزشی شکل می‌گیرد، این افعال بیش­از­پیش اهمیت خود را نشان می‌دهند. تغییر موقعیت و رفتن از حالتی به حالت دیگر، گاه نیازمند خواستن است و گاه توانستن. از کنارهم قرار گرفتن این دو عامل، چالشی در راه قهرمان داستان «مردی در قفس» به­وجود می‌آید که تا آخر داستان با آن دست­به­گریبان است. او گاه می‌خواهد رابطه‌ را حفظ کند، ولی نمی‌تواند و گاه نیز می‌کوشد تا آن­را قطع کند که باز­هم ناموفق است. این داستان سرگذشت مردی است که مدام با آنچه می‌خواهد داشته باشد و آنچه از دست می‌دهد در تکاپوست. این جستار تلاش می‌کند نحوۀ عمل و اثر افعال تأثیرگذار بر شکل­گیری احساسات قهرمان داستان را نشان دهد. تنهایی، ویژگی اصلی قهرمان این داستان است و ناتوانایی در تغییر وضع و شرایط حاکم این حس را تقویت می‌کند.