به کارگیری سلول های بنیادی در درمان ناباروری زوجین: با رویکرد موازین اخلاقی
نویسندگان
doi
10.32592/nkums.17.2.13چکیده
سلامت جسمی، روانی و عدم تعادل هورمونی با مشکلات و اختلالات باروری مرتبط است. نرخ ناباروری در سراسر جهان طی سال ها به دلایل مختلف افزایش یافته است. با توجه به پیامدهای روانی اجتماعی ناباروری و اثرات آن بر زندگی افراد مبتلا، در چند سال گذشته تمرکز فزاینده ای بر درمان آن صورت گرفته است. فنّاوری کمک باروری تنها می تواند حدود 50 درصد موارد را حل کند. ازآنجایی که سلول های بنیادی پُرتوان دارای پتانسیل تمایز به تقریباً هر نوع سلولی هستند، به طور گسترده ای به عنوان یک گزینه امیدوارکننده در توسعه درمان های باروری مبتنی بر سلول های بنیادی در نظر گرفته شده اند که حتّی می تواند بیماری های ژنتیکی را در فرزندان اصلاح کند. این پیشرفت ها در بیوتکنولوژی تولیدمثل راه حل و امکاناتی را برای حلّ مشکلات ناباروری ناشی از عوامل مختلف غیرقابل توضیح ارائه می کنند. ازسوی دیگر، امروزه اخلاق نقش مؤثری در مطالعات و اَعمال پزشکی ازجمله ناباروری داشته است. در پژوهش بنیادی نظر بر این است که بلاستوسیست های اضافی را که زوجین به آن نیازی ندارند، جهت استفاده در پژوهش هایی با هدف درمانی در مطالعات پزشکی و آزمایشات تحقیقاتی خود قرار دهند. ازطرف دیگر، ضرورت بررسی وضعیت اخلاقی به کارگیری سلول های بنیادین این است که اخلاق در بحث حقوق انسانی و مطالعات پزشکی مهم است. به لحاظ اخلاقی و فقهی، ملاحظاتی در این زمینه مانند منابع مجاز برای تولید سلول بنیادی، استفاده از رویان های مازاد، رضایت آزادانه و آگاهانه والدین، اطّلاع رسانی درست، رازداری، پرهیز از جمع آوری اطلاعات شخصی غیرضروری و غیره وجود دارد که با رعایت آن ها استفاده از سلول های بنیادین در درمان ناباروری منعی نخواهد داشت. مقاله مروری حاضر نگرش اخلاقی در به کارگیری سلول های بنیادی در درمان ناباروری را با روش استفاده از منابع کتابخانه ای و مقالات و تحلیل آن ها بررسی می کند و هدف از آن بررسی قابلیت سلول های بنیادی برای درمان ناباروری است.