مدل معادلات ساختاری درد مزمن براساس ذهن آگاهی و تبعیت از درمان با میانجی فاجعه سازی درد در زنان

نویسندگان
doi
10.32592/nkums.17.2.45
چکیده

مقدمه: درد عاملی ضروری برای بقاست و به ما انگیزه می دهد تا از خطر فرار کنیم و به دنبال مراقبت باشیم. این پژوهش با هدف تبیین برازش مدل معادلات ساختاری درد مزمن براساس ذهن آگاهی و تبعیت از درمان با میانجی فاجعه سازی درد در زنان انجام گرفت. روش کار: روش این مطالعه، توصیفی هم بستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام زنانی بود که در سال 1403 با شکایت درد عضلانی اسکلتی به کلینیک های درد شهر شیراز مراجعه کرده بودند که 384 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات شامل پرسش نامه درد مک گیل، پرسش نامه پنج عاملی ذهن آگاهی بائر و همکاران، پرسش نامه تبعیت از درمان مدانلو و مقیاس فاجعه آمیز کردن درد سالیوان و همکاران بود. تحلیل داده ها نیز با روش مدل سازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای اس پی اس اس 26 و آموس 24 انجام شد. یافته ها: نتایج الگویابی معادلات ساختاری حاکی از برازش مطلوب مدل با داده های تجربی بود. اثر ضریب مسیر استاندارد مستقیم ذهن آگاهی بر تجربه درد مزمن معنادار ، و مسیر غیرمستقیم ذهن آگاهی نیز بر تجربه درد مزمن با نقش میانجی فاجعه سازی درد معنادار بود (05/0 P < ). اثر ضریب مسیر استاندارد مستقیم و غیرمستقیم تبعیت از درمان با نقش میانجی فاجعه سازی درد بر تجربه درد مزمن معنادار بود (05/0 P < ). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، ذهن آگاهی و متابعت درمانی با میانجیگری فاجعه سازی درد، نقش مهمی در تبیین درد مزمن ایفا می کنند. باتوجه به اینکه این متغیرها سهم چشمگیری در پیش بینی مقوله درد در بیماران مبتلا به درد مزمن دارند لدا توجه به آن در این بیماران اهمیت ویژه ای دارد.