اثربخشی تمرینات مدیتیشن، تحریک الکتریکی فراجمجمه ای (TDCS) و ورزش مغزی بر توانایی های شناختی و بهزیستی روان شناختی سالمندان غیرفعال

نویسندگان
doi
10.32592/nkums.17.2.36
چکیده

مقدمه: سالمندی با کاهش توانایی ذهنی و شناختی همراه است. شناسایی مداخلات درمانی به منظور بهبود پاسخ های عملکردی و شناختی می تواند برای افراد سالمند مفید باشد. ازاین رو، هدف این پژوهش تعیین اثربخشی تمرینات مدیتیشن، تحریک الکتریکی فراجمجمه ای ( TDCS ) و ورزش مغزی بر توانایی های شناختی و بهزیستی روان شناختی سالمندان غیرفعال است. روش کار: در یک کارآزمایی نیمه تجربی، 32 سالمند غیرفعال (65 تا 75ساله) به صورت در دسترس و هدفمند انتخاب شدند و به طور تصادفی در چهار گروه تمرینات مدیتیشن، تحریک الکتریکی فراجمجمه ای ، ورزش مغزی و کنترل، در هر گروه هشت نفر با طرح پیش آزمون-پس آزمون قرار گرفتند. پروتکل مداخله ذهن آگاهی دی پتریلو و همکاران (2009)، در شش جلسه 1 تا 5/1ساعتی در طول سه هفته برای تمرینات مدیتیشن آموزش داده شد. مداخله تحریک الکتریکی فراجمجمه ای در سه هفته به مدت شش جلسه بیست دقیقه ای با شدت دو میلی آمپر انجام شد. برای تمرینات ویژه ورزش مغزی از پروتکل دنیسون و دنیسون استفاده شد. از مقیاس توانایی های روان شناختی اسپریتزر (1995) و مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف ( RPWS ) برای جمع آوری سایر داده ها استفاده شد. داده ها به روش واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معناداری P<0.05 تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد تحریک الکتریکی فراجمجمه ای و ورزش مغزی موجب بهبود روان شناختی در سالمندان غیرفعال می شود. تمرینات مدیتیشن، تحریک الکتریکی فراجمجمه ای و ورزش مغزی موجب بهبود توانایی های شناختی در سالمندان غیرفعال شد. بین تأثیر تمرینات مدیتیشن، تحریک الکتریکی فراجمجمه ای و ورزش مغزی بر بهزیستی روان شناختی و توانایی های شناختی تفاوت معناداری مشاهده نشد نتیجه گیری : با توجه به نتایج، هر سه مداخله می توانند به بهبود توانایی های شناختی و بهزیستی روان شناختی سالمندان غیرفعال کمک کنند.