وارونگی حقیقت: مدلسازی دگردیسی معنا تحت سلطه ایدئولوژی در اسطوره جمشید و ضحاک
نویسندگان
1 استادیار زبان انگلیسی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.30465/ls.2025.53408.2223چکیده
تحقیق حاضر به بازنمایی حقیقت و دروغ در اسطوره جمشید و ضحاک میپردازد و نشان میدهد این مفاهیم محصول ساز و کارهای ایدئولوژیکیاند. مساله پژوهش چگونگی دگردیسی معنا در متن است یعنی ایدئولوژی چگونه حقیقت را دگرگون ساخته و به مثابه دروغ تحمیل میکند. هدف مقاله تبیین ساز و کارهای زبانی و نشانهشناختی این دگردیسی و ارائه مدلی برای وارونگی حقیقت است. چهارچوب نظری پژوهش حاضر نشانهشناسی ساختگرای سوسوری؛ اسطورهشناختی بارت؛ و مربع حقیقتنمایی است. تحقیق کیفی-تحلیلی است و در گام نخست داستان به سه مرحله روایی تقسیم میشود. سپس هر مرحله بر اساس دلالتهای صریح، ضمنی و اسطورهای تحلیل میشوند. همچنین با بهرهگیری از مربع حقیقتنمای گرمس، در سطح ساختاری بازنمایی میشوند. تحلیلها نشان میدهد که ایدئولوژی از طریق زبان مسیر ادراک را مسدود کرده تا حقیقتی وارونه را به واقعیت بدل کند. در انتها برای توصیف این سازوکار، مدلی پیشنهاد میشود، این مدل میتواند مبنای نظری تحلیل متن قرار گیرد. نتایج نشان میدهد که حقیقت در متن برساختهای گفتمانی و ایدئولوژیک است. اسطورهها با برجستهسازی یا حاشیهرانی یکی از دو قطب تقابل، دروغ را به حقیقتی فرهنگی و حقیقت را به امر ناممکن تبدیل میکنند.