بررسی رابطه باورهای معرفت شناختی و راهبردهای یادگیری خودنظم دهنده در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی

نویسندگان
doi
10.52547/nkums.11.3.78
چکیده

مقدمه :باورهای ساده اندیشانه معرفت شناختی در واقع خستگی، نبود انگیزش و بی اعتمادی به توانمندی شخصی را به دنبال دارد، چرا که این افراد دانش را شامل اجزای بی ارتباط ، مبهم، در احاطه مرجع و تلاش برای یادگیری را بی فایده تلقی می کنند. در این مطالعه رابطه بین باورهای معرفت شناختی و راهبردهای یادگیری خودنظم دهنده در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی مورد بررسی قرار گرفت. روش کار: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، 625 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی به روش سرشماری در مطالعه شرکت نمودند. داده ها با استفاده از سه پرسشنامه مشخصات دموگرافیکی، باورهای معرفت شناختی شومر و راهبردهای یادگیری خودتنظیمی( MSLQ ) جمع آوری گردید. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی و آمار استنباطی (تحلیل همبستگی، تحلیل واریانس وآزمون t گروه های مستقل ( با استفاده از نرم افزار 18 SPSS استفاده شد . یافته ها: دراین مطالعه بین مولفه های باورهای معرفت شناختی دانشجویان و راهبردهای یادگیری خودنظم دهنده رابطه معناداری دیده شد.بین راهبردهای یادگیری خودنظم دهنده و مولفه ساده بودن دانش رابطه مثبت و معنی داری وجود داشت (160/0 r= و 001 /0 P < ). همچنین بین راهبردهای یادگیری خودنظم دهنده و مولفه توانایی ذاتی(361/0- r= و 001/0 P< ) و یادگیری سریع(266/0- r= و 001/0 P < ) رابطه منفی و معنی داری وجود داشت. و بین مولفه های قطعیت دانش و منبع دانش با راهبردهای یادگیری خودنظم دهنده رابطه معناداری مشاهده نشد ( P>0/05 ). نتیجه گیری: در این مطالعه غالب مولفه های باورهای معرفت شناختی دانشجویان تاثیری معناداری بر استفاده از راهبردهای یادگیری خودنظم دهنده داشتند.