معنیشناسیِ شناختی، فقهاللّغۀ ایرانی و ادبِ فارسی: تحلیلِ درزمانیِ انطباقهای مفهومیِ ’رُخ‘ و ’روی‘ در متنهای نظم و نثرِ فارسی بر پایۀ نظریّۀ پیشنمونی
نویسندگان
1 دکتری تخصصی زبانشناسی شناختی، مؤسسۀ آموزش عالی علوم شناختی نویسندۀ مسؤول
2 استاد تخصصی فرهنگ و زبانهای باستانی ایران، دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی
3 دانشیار، عضو هیئت علمی زبانشناسی شناختی، گروه زبانشناسی همگانی، دانشگاه تربیت مدرس
4 استادیار، عضو هیئت علمی پژوهشکدۀ علوم شناختی و مغز، دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.30465/ls.2023.42344.2074چکیده
مقالۀ حاضر مطالعهای تطبیقی دربارۀ نسبتِ نظریّۀ پیشنمونی با فقهاللّغۀ ایرانی است. در این مقاله، با بهرهگیریِ توأمان از مبانیِ نظری و روششناختیِ معنیشناسیِ تاریخی-فقهُاللّغوی از یک سو، و نظریّۀ پیشنمونیِ رُش (1978) از سوی دیگر، همچنین، به پشتوانۀ برخی از ویژگیهای تصویریِ واژههای رُخ، دو رخ، رُخان و رخسار / رخساره که جملگی با بسآمدِ بالا در متنهای نظم و نثرِ کلاسیکِ فارسی مضبوط هستند، دادههای ریشهشناختی و پیکرهایِ مربوط به دو واژۀ رُخ و رو(ی) (از آغازِ ادبِ کلاسیکِ فارسی تا پایانِ قرنِ نهمِ هجری)، مفهومشناسی و کاربردشناسیِ درزمانیِ آنها، بهویژه، جنبههای پیشنمونیِ ریشۀ /rauk/ ِایرانیِ باستان را نشان دادهایم. از آنجا که ریشۀ مذکور به حدّ ِکفایت از اشتقاقهای متعدّد و متنوّعِ فعلی و اسمی برخوردار است، مقولهبندیهای تازهای در قالبِ الگوی شناختیِ آرمانیشده (لیکاف 1990) (مدلهای خوشهای و شعاعی) و همچنین یک مدلِ پیشنهادی تحتِ عنوانِ مقولهبندیِ منظومهایِ پیشنمونبنیاد را از مشتقّاتِ در فارسیِ نو استخراج و ارائه کردهایم. در برداشتی کلّی، این مقاله کارکردِ نظریّۀ پیشنمونی و پیامدهای آن -مشخّصاَ اصلِ مجاورتِ معنایی- را در معرضِ داوری و نقدِ محقّقان و متخصّصان در هر سه حوزۀ مطالعاتیِ معنیشناسیِ واژگانپایۀ شناختی، معنیشناسیِ تاریخی-فقهاللّغوی و ادبیّاتِ ایرانی قرار میدهد