تحلیل تطبیقی دو سبک واقع‌گرا و فراواقع‌گرا در ‌داستان‌های معاصر فارسی بر پایه نظریه شناختی جهان‌های متن

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبانشناسی همگانی،واحد علوم و تحقیقات،دانشگاه آزاد اسلامی ،تهران ،ایران

2 استاد زبانشناسی همگانی،پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی،تهران ایران

3 استادیار گروه زبان شناسی همگانی، دانشگاه آزاد واحد تاکستان، قزوین، ایران

4 دانشیار گروه زبان شناسی، دانشگاه باقرالعلوم، رییس دانشکده زبان های خارجی، قم،

doi
10.30465/ls.2022.41555.2060
چکیده

نظریه جهان متن در اساس به عنوان چارچوب تحلیلی در مطالعات شعرشناسی شناختی شکل گرفت و با ارائه جزییاتی از ساختاردهی دانش در ساختارهای مفهومی زمینه مناسبی برای مطالعه گفتمان ادبی فراهم می‌آورد. این مطالعه سعی دارد با توصیف تحلیلی و مقایسه شش داستان از دوسبک واقع‌گرا و فراواقع‌گرا چگونگی عملکرد ادوات این نظریه را در فضاسازی و جابه‌جایی در میان فضاهای متن روایت نشان دهد. به این منظور، بند آغازین متن به عنوان معرف سبک و تمرکز-نما برگزیده و عناصر جهان‌ساز از نظر زمان، مکان، شخصیت و ابژه‌های به کار رفته در آن تجزیه می‌گردد. یافته‌ها حاکی از آنست که سبک واقع‌گرا با استفاده از اسامی خاص مکان و اشخاص و عبارت‌های زمانی معین، گزاره‌های نقش-گستر توصیفی و جهان های فرعی اشاره‌ای، جهان متن داستان را فضاسازی می‌کند، در حالی که سبک فراواقع‌گرا با پراکندگی زمانی و مکانی رویاگونه همراه است