مفهومسازی «خودویرانگری» در داستانهای کودک: بر اساس طرحوارههای کاربردشناختی
نویسندگان
1 گروه ادبیات کودک و نوجوان، دانشگاه پیام نور، واحد تهران جنوب
doi
10.30465/ls.2023.44806.2119چکیده
«مفهومسازی» فرایندی پویا است که وفقِ آن، واحدهای زبانی در خدمت عملیات مفهومی و دانش پسزمینهای قرار میگیرند. صاحبنظران علوم شناختی ساختار زبانی را بازتاب مستقیم شناخت میدانند؛ بدین معنا که هر اصطلاح خاص، مربوط به ادراک وضعیتی خاص است. بر همین اساس، واژهای واحد میتواند در موقعیتهای مختلف مفهومسازیهای مختلف داشته باشد. طرحوارهها، بهعنوان یکی از ابزارهای شناخت، تصوراتی کلیاند که از درونیسازی تجربیاتِ زیسته ایجاد میشوند و وظیفۀ سازماندهی، تفسیر و تبادل اطلاعات را بر عهده دارند. طرحوارههای کاربردشناختی، خردهطرحوارههایی هستند که وابسته به بافتِ موقعیتی و کاربردی فراخوانده میشوند. این پژوهش با التفات به کلانطرحوارۀ «خودویرانگری»، در پی ردهبندی خردهطرحوارههای کاربردشناختی و مفهومسازیهای متناظرشان است. دامنۀ پژوهش حاضر داستانهای واجدِ درونمایۀ «خودویرانگری» در گروه سنی «الف»، «ب» و «ج» است. هر یک از داستانها بهمثابۀ موقعیتی کاربردی و عینی برای فراخوانی خردهطرحوارهای خاص از کلانطرحوارۀ «خودویرانگری» به شمار میآید. پژوهش پیشِرو با روش تحلیلیـ توصیفی در صدد پاسخ به چگونگی مفهومسازی طرحوارۀ خودویرانگری در بافتهای موقعیتیِ داستانهای کودک است. نتیجۀ پژوهش پنج طرحوارۀ کاربردشناختی را بهعنوان پنج پایۀ مفهومی متفاوت معرفی میکند: طرحوارههای گسستی، پیوستی، گسستی- پیوستیِ فردی، گسستی- پیوستی جمعی، گسستیِ ناخواسته. مقالۀ حاضر برای نخستینبار خودویرانگری را در ادبیات کودک مورد مداقّه قرار میدهد.