بحران هویت و تاثیرگذاری مولفه جامعه در رمانهای بازمانده روز و هرگز ترکم مکن بر اساس آراء اریک اریکسون
نویسندگان
1 گروه ادبیات نمایشی، دانشکدهی هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
2 گروه نقاشی، دانشکدهی هنر، دانشگاه سور تهران، تهران، ایران.
3 گروه ادبیات نمایشی، دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22059/jor.2022.335454.2253چکیده
تحلیل روانشناختی آثار ادبی در قرن اخیر افزایش چشمگیری داشته است. با ظهور روانکاوی مبتنی بر نظریات فروید این رویکرد به طور جدیتری رشد کرد. اریک اریکسون از شاگردان ممتاز فروید که برای اولین بار مفهوم بحران هویت را ابداع کرد، رویکردی تجربی در باب حیات انسان برگزید و با تقسیم عمر انسان به هشت مرحله تمامیت آن را در برگرفت: نوزادی، اوایلکودکی، پیشدبستانی، دبستانی، نوجوانی، جوانی، بزرگسالی و سالمندی. اریکسون در شاکله نظریهاش عباراتی چون اصل اپیژنتیک، ریتوآلیزاسیون، ریتوآلیسم و سایکوشال موراتوریوم را معرفی نمود. در این مقاله پژوهشگران در صدد آن برامدند تا شخصیتهای «آقایاستیونز» در رمان بازمانده روز و شخصیت «کتی» در رمان هرگز ترکم مکن را مورد واکاوی روانشناسانه قرار دهند و با بررسی عمیق روابط شخصیتها و جامعه به تاثیر و تاثر میان آنها بپردازند و بحران هر یک را به طور جداگانه تحلیل نمایند. در بررسیهای انجام شده این نتیجه حاصل شده است که جامعه و محیط به عنوان اتمسفر و اهرم فشار به شخصیتها آنان را به سوی بحرانهای هویتی سوق داده اند.