بررسی تطبیقی جایگاه مضحکه و خندۀ کارناوالی در دنکیشوت و دائیجان ناپلئون
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران.
2 . گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران.
doi
10.22059/jor.2022.342046.2296چکیده
باختین در بوطیقای داستایوفسکی، بعد در فرانسوا رابله و فرهنگ مردمی در قرون وسطی و نوزایی، با برشماری شاکله های ادبیات کارناوالی، دنکیشوت را نمونۀ خندۀ کارناولی معرفی میکند. کارناوال، بهدید او، وارونه شدن قوانین، آداب و سنن، نیز باورهاست و خندیدن به هرآنچه جدی است. مضحکه یا بورلسک، شگردی است که بدین خنده مجلای بروز میدهد. نویسنده ضمن تمسخر آداب و رسوم با سنت ادبی نیز درمی افتد؛ سبک فخیم را مضحک و موضوعی جدی را تمسخرآمیز میبیند. در ایران، پزشکزاد، در دائیجان ناپلئون، با تکیه بر مضحکه-نویسی، چنان میکند تا خندۀ کارناولی به یکی از مهمترین بارزهها تبدیل شود و رمانی حاصل آید که از طریق وارونهسازی، جلوههای سنن، عادات، رسوم و باورها را به موضوع خنده بدل میکند. مضحکه در ایران سنتی است دیرساله؛ درنتیجه، قرابت میان دنکیشوت و دائیجان ناپلئون، نهتنها از منظر نقد جامعهشناختی، چونان پایانی بر دورانی خاص، بلکه وامدار سنتی است که در ایران پُرسابقه است و نمونههایش در مضحکهنگاریهایی که جنبۀ فخیم و جدی ادبیات و باورها را بهسخره میگیرند مشاهده میشود