تحلیل غزلیات سنایی بر اساس نظريه تقابلهای دوگانه اشتراوس
نویسندگان
doi
چکیده
تقابلهای دوگانه يكی از مؤلفههای مهم و اساسی نظريه ساختارگرايی است كه ريشه در باورهای كهن و اساطيری بشر دارد. به اعتقاد اشتراوس، تقابلهای دوگانه ساختار مبنای تمامی فرهنگهای انسانی و همه روشهای تفكر بشری است. يكی از مؤلفهها و ويژگيهايی كه در غزل سنايی، ذهن خواننده و مخاطب را بهسوی خود جلب میكند، تقابل دوگانه است كه در سطح واژگان، روساخت و ژرفساخت جملات و چينش مطالب، مشهود است. نگارنده اين مقاله بر آن است که با توجه به دو دوره مختلف زندگی سنايی ـ دوره غفلت و مداحی، دوره تنبه و عرفانی ـ غزليات او را میتوان بر اساس نظريه تقابلهای دوگانه مورد بررسی و تحليل قرار داد و شيوههايی را كه شاعر برای دست يازيدن به آن، به كار میگيرد، برشمرد و آشكار كرد. اين پژوهش با رهیافتی توصیفی ـ تحلیلی، از روش كتابخانهای بهره میگيرد. بدینصورت که ابتدا منابع پیرامون تقابلهای دوگانه از منظر ساختارگرايان مورد بررسی قرار میگيرد و در ادامه با اين رویکرد به واكاوی غزليات سنايی پرداخته میشود. یکی از دستاوردهای این پژوهش این است که تقابلهای دوگانه در غزل سنایی در سطح واژگان، مفهوم (ژرفساخت)، ساخت آوایی، تصويرگريها و پارادوکس نمود پيدا میکند و كاركردهای هنری و زيباشناختی دارد.