بررسی اصول گرایس در داستان «سیاوش» در شاهنامه

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری/ دانشگاه تربیت مدرس

doi
چکیده

هدف این پژوهش توصیفی، بررسی انطباق اصول گرایس در داستان سیاوش و مشخص شدن این مساله است که کدام یک از اصول چهارگانه گرایس بیشتر و کدام یک کمتر از همه در این داستان نقض شده است. بررسی مقایسه‌ای انطباق گفتمان زنان و مردان در داستان سیاوش با اصول گرایس و تعیین این‌که آیا معنای تلویحی در این پیکره زبانی از نقض اصول گرایس ناشی می‌شود، از دیگر اهداف این پژوهش بوده است. برای رسیدن به پاسخ پرسش‌های مطرح شده در این پژوهش که از نوع تحلیل محتوا است، پیکره داستان سیاوش به ۱۳ بخش تقسیم شده و نقض اصول چهارگانه گرایس و همچنین استفاده از موارد کاربردشناختی در تک‌تک مصرع‌های هر یک از این بخش‌ها بررسی و در نهایت این نتایج حاصل شد: اصل روش بیشتر از سایر اصول گرایس نقض شده و نقض این اصل در مواردی اتفاق می‌افتاد که گوینده از صنعت اغراق، تخفیف، تشبیه یا استعاره استفاده کرده بود. بعد از اصل روش بیشترین موارد نقض به ترتیب مربوط به اصول کیفیت، کمیت و ارتباط بود. همچنین بیشتر موارد نقض اصل کیفیت و روش توسط گوینده مونث صورت گرفته، اصل ارتباط توسط گوینده مذکر نقض شده و رفتار گوینده مذکر و مونث در برابر اصل کمیت یکسان بوده است. معنای تلویحی در این پژوهش نیز از نقض اصل روش ناشی شده است. گوینده مونث نسبت به گوینده مذکر در موارد بیشتری از معنای کاربردشناختی استفاده کرده که عمدتاً به دلیل استفاده از صنعت کنایه بوده است