آنیمیسم در روز اسبریزی
نویسندگان
doi
چکیده
یکی از زیباترین گونه های صور خیال در یک اثر، تأثیری ست که ذهن شاعر یا نویسنده در اشیا و در عناصر بی جان طبیعت میگذارد و با نیروی تخیل خویش به آنها حرکت و جنبش میبخشد و در نتیجه هنگامی که از دریچۀ چشم او به طبیعت و اشیا مینگریم، همه چیز در برابر ما سرشار از زندگی و حرکت و حیات میشود. زندگی بخشیدن به اشیا، پدیدههای طبیعت و مفاهیم انتزاعی را آنیمیسم میگویند که از طریق اعطای ویژگیهای فیزیکی یا روانشناختی حاصل میشود. بارزترین گونۀ آنیمیسم، انساندیسی است؛ اما مانندگی به حیوان یا گیاه و یا ساختن شکلوارههای ترکیبی نیز بخش عمدهای از آنیمیسم را به خود اختصاص میدهند. بیژن نجدی از زمره شاعر- داستاننویسان معاصر ادب فارسی است که در برخی آثارش به این مقوله توجه شایانی نشان داده است. شخصیت اصلی در داستان روز اسبریزی از مجموعۀ یوزپلنگانی که با من دویدهاند، اسب است و داستان، گاهبهگاه از زبان او روایت میشود. تکگویی یا حدیث نفس، همذاتپنداری، آشناییزدایی، زبان شاعرانه، آنیمیسم در آنیمیسم، تغییر زاویۀ دید، شکست روایت و در نهایت توصیف صحنه از مؤلفههای قابل بررسی در آنیمیسم این داستان است. در این مقاله به واکاوی داستان روز اسبریزی با رویکرد آنیمیسم خواهیم پرداخت.