بررسی اشکال «معنی» در شعر معاصر ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی زاهدان، ایران. (نویسنده مسؤول)
2 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد زاهدان، گروه زبان و ادبیات فارسی، زاهدان، ایران.
doi
چکیده
یکی از عناصر اصلی شعر فارسی از ابتدا تا شعر سپید، عنصر معنی بوده است و شاعران همواره در کنار ساخت به محتوا نیز توجه داشتهاند. به گونهای که در طول صد ها قرن شعر فارسی دری از طاهریان تا دوره معاصر تغییر در معنی، در نحوه بیان و چگونگی زبان خلاصه می شده است. اما با طرح شعر مدرن در دهه سی معنی دچار نوعی ابهام می شود تا آنجا که شعر را تا مرز بیمعنایی پیش می برد. این برداشت تازه از معنی با سرایش شعر های پسامدرن تفسیر تازهای می پذیرد و با برجسته شدن فرم و نظریه عدم خود ارجاعی شعر به عناصر بیرونی، مطرح می گردد و به جای توجه به معنی، که در اختیار القای پیام قرار دارد، اجرای درونی شعر اهمیت پیدا می کند. نظریهای که می کوشد تنها هنرورزی های اجرای شعر را مورد توجه قرار دهد و تک معنایی را به سوی نوعی تکثر در معنی سوق دهد. درک و دریافتی که شاعر در خلق آن کمترین سهم را دارد و خواننده می تواند با هر بار خواندن شعر به نمود تازهای از معنی دست یابد. مشخصهای که تحت عنوان مرگ مؤلف از شعر پستمدرن اروپا وام گرفته شده است.