زیباشناختی تمثیل در مثنوی مولانا با گرایش حس نوستالژی
نویسندگان
doi
چکیده
نوستالژی یا حس دلتنگی گذشته، حالتی است روانی که به صورت ناخودآگاه در فرد ظاهر و تبدیل به یک اندیشه میشود. در عرصه ادبیات، این حالت برای شاعر یا نویسندهای رخ میدهد که پیرو انگیزشهای فردی یا اوضاع اجتماعی ـ سیاسی پیرامون خود، به نوعی به احساس دلزدگی از زمان حاضر دچار میشود. در حیطه ادبیات عرفانی باید گفت که عرفان تماما نوستالژی است؛ آن حس عجیبی که در بسیاری از متون مخصوصا در آثار مولانا با امر زیبا شناختی همراه میگردد. مثنوی مولانا آکنده از تمثیلهای گوناگون است. وی هرجا که مطلبی را میخواهد بیان کند، برای فهماندن بهتر آن متمسک به شیوه تمثیل میشود که وجود این اندازه تمثیل نشانه آگاهی بالا و سبک بیان خاص و منحصر به فرد اوست. یکی از شگردهای مهمی که مولانا در بیان داستانهای تمثیلی خود به کار میبندد این است که ناگهان خطاب خود را به سوی محبوب ازلی که نشانگر اشتیاق او به وصال است و تنها هدف وی در کل آثارش به ویژه مثنوی همین امر میباشد، باز میگرداند. در این مقاله ضمن بررسی اشعار مولانا در باب نوستالژیک و مصادیق مختلف این مسْله روانی، در امر زیباشناسی تمثیل در قالب کلام نوستالژیک و طرح مفاهیم عرفانی، اخلاقی و تفهیم بهتر این مضامین برای مخاطبان خود، به کندوکاو پرداخته شده است.