بررسی رابطۀ زبان و جنسیت در شش رمان معاصر فارسی قبل و بعد از انقلاب

نویسندگان
doi
چکیده

یکی از مباحث اصلی در نقد اصالت زن (فمنیسم) و زبان شناسی، تفاوت زبان مرد و زن است که در همه جنبه های زبان، قابل‌مشاهده می‌باشد. درگذشته هیچ‌گاه زن را مخاطب و خواننده نمی‌دانستند، از این رو مردان برای مردان می‌نوشتند و حتی بهترین زبان را از آن مردان می‌دانستند و بهترین گفتار از آن می دانستند که بیانش مردانه باشد. این تسلط مردانه بر زبان و اجزای زبان نیز پیداست؛ اما در داستان‌پردازی معاصر به جنسیت توجه ویژه شده است. پژوهش حاضر به بررسی تفاوت‌های نوشتاری زنان و مردان در رمان‌های معاصر قبل و بعد از انقلاب می‌پردازد. هدف از این تحقیق، بررسی این مسأله است که آیا عامل جنسیت به بروز تفاوت‌های نوشتاری در حوزۀ واژگان و نحو منجر می‌شود یا خیر؟ در این پژوهش سه رمان، سووشون، خانه ادریسی‌ها و چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم از نویسندگان زن و سه رمان شوهر آهو خانم، شازده احتجاب و همسایه‌ها از نویسندگان مرد تحلیل و بررسی می‌شود. رمان‌های بررسی شده با مشخصه‌های زبانی در حوزۀ واژگان بررسی‌ شده‌اند و معیار این بررسی دیدگاه‌های رابین لیکاف (1975) در ارۀ الگوهای زنانه در گفتمان است. بر اساس دیدگاه لیکاف، زنان با مردان به هنگام سخن گفتن یا نوشتن در استفاده از این موارد متفاوت‌اند. استفاده دقیق از رنگ واژه‌ها، فرم‌های مؤدبانه، قیدهای تشدیدکننده، صفات تهی، گفتار غیرمستقیم، پرهیز از رکاکت و دشواژه‌ها و تأکید بر تشدیدکننده‌ها، تحلیل آماری هر یک از مشخصه‌ها نشان داد عملکرد زنان نویسنده فارسی‌زبان در زمینۀ استفاده از موارد فوق با دیدگاه‌های لیکاف سازگاری دارد و آن را تایید می‌کند.