بررسی اندیشه های هستی گرایانه در شعر مهدی اخوان ثالث بر اساس آرای ژان پل سارتر
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی و ادبیات تطبیقی، واحد خدابنده، دانشگاه آزاد اسلامی، خدابنده ، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد ابهر،دانشگاه آزاد اسلامی،ابهر،ایران.
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی،واحد ابهر،دانشگاه آزاد اسلامی،ابهر،ایران.
4 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی،واحد خدابنده،دانشگاه آزاد اسلامی،خدابنده،ایران.
doi
چکیده
اگزیستانسیالیسم از مهمترین مکتبهای فلسفی و ادبی جهان است که در آن، فرد انسانی به عنوان فاعلی آگاه شناخته میشود و در تجربة هستی و نیز لمس معنای وجود به صورت بیواسطه با حقیقت هستی رویارو شده، پوچی زندگی خود را درک میکند. هستیشناسی یا اگزیستانسیالیسم در رابطه با انسان و اصالتش سخن میگوید و بر تقدم وجود بر ماهیت تأکید دارد و همهچیز را از آن انسان میداند. همچنین مصادیقی از قبیل مسؤولیت انسانی، فردیّت انسان، گزاف بودن جهان، دلهره و اضطراب، آزادی، تنهایی، وانهادگی، و اوضاع و احوال مرزی از نمودهای روشن و بارز مکتب فلسفی اگزیستانسیالیسم میباشند که در شعر معاصر و در اشعار اخوانثالث نیز به کار رفتهاند. اخوان ثالث در دورهای میزیسته که تفکرات وجودی بر آثار وی اثر گذاشت و درواقع اندیشه این شاعر در تعامل با اندیشههای سارتر قرار دارد.در این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی و کتابخانهای تدوین شده میتوان به تصویری از مکتب اگزیستانسیالیسم در شعر این شاعر دست یافت و به ارتباطی متقابل میان تفکرات وی با سارتر پی برد.