سبک‌‌شناسی منظومه «حُسن و دل» و رساله «مونس‌‌العشاق» از منظر بینامتنیت ژنت

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌‌های خارجی دانشگاه تبریز. ایران .

2 استاد گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه محقق اردبیلی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، اردبیل، ایران.

doi
چکیده

وجود عناصر و مفاهیم عرفانی – تمثیلی در آثار نظم و نثر قرن پنجم تا نهم به وضوح خود را نشان می‌‌دهد. خردگرایی عنصر اصلی این تألیفات است که مؤلف پیوسته عقل و عشق را در مقابل هم قرار می‌‌دهد. در رساله‌‌ی مونس‌‌العشاق سهروردی، عشق فرزند عقل است و عقل اولین آفریده خداوند است؛ و عقل با عشق است که معنا می‌‌یابد. مضمون و سبک شبیه به این داستان تمثیلی در منظومه‌‌ی غنایی حُسن و دل فتاحی نیشابوری نیز مشهود است. علاوه بر آن، ترکیبات و واژگان رساله سهروردی نیز بر آن راه یافته است. هدف ما در این جستار بررسی سبکی رساله‌‌ی مونس‌‌العشاق سهروردی و منظومه حسن و دل فتاحی نیشابوری از رهگذر بینامتنیت با نظریه‌‌ی ژرار ژنت است تا میزان تأثیر‌‌پذیری سبکی فتاحی نیشابوری را از سهروردی و به کارگیری واژگان ابداعی و سبک بلاغی سهروردی در منظومه‌‌ی خود را به دست آوریم. پژوهش حاضر به صورت تحلیلی- توصیفی با روش کتابخانه‌‌ای انجام گرفته است. در نتیجه به این امر اشاره شده است که فتاحی به لحاظ اندیشه‌و سبک عارفانه‌‌ی قرن نهم کوشیده است از واژگانی که بار معنایی عرفانی را القا می‌‌کند به کار ببندد. با توجه به بررسی واژگانی و ترکیبات منظومه‌‌ی حسن و دل تأثیر ژرف سبک بلاغی مونس‌‌العشاق سهروردی را در آن مشاهده می-کنیم. از منظر بینامتنیت نیز فتاحی در گونه‌‌های صریح، غیر صریح و ضمنی از سهروردی پیروی کرده است.