نمادپردازی اسطورۀ دریا و همسان های آن در شعر معاصر فارسی (مورد مطالعه: نیما، شاملو، اخوان، سهراب، فروغ)

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد مشهد

doi
چکیده

اگر مضامین امروزه با کمک اسطوره‌های کهن مورد عنایت قرار بگیرد، با نوعی تجربۀ اسطوره‌ای روبه‌رو هستیم. دریای و همسان های آن نیز از این قاعده مستثنی نیست. پژوهش حاضر به شیوۀ توصیفی-‌تحلیلی و با روش اسنادی-‌کتابخانه‌ای با فیش برداری مطالب و دستهبندی و اولویّت گذاری آنها انجام پذیرفته است. دریا مظهر بی کرانی، زندگی، وسعت، ژرفا، شوری، حرکت، و نظایر آن است. در شعر معاصر (مخصوصا: نیما، شاملو، اخوان، سهراب، و فروغ)، از این پدیده‌ و همسان‌های آن سمبلیک وار یاد شده است. دریا در شعر فارسی از مفهومی نمادین، اسطوره‌ای، مذهبی، ادبی، عاشقانه و عارفانه برخوردار بوده که درک آن برای رسیدن به زیرساخت‌های اندیشۀ شاعر اهمیت به‌سزایی دارد. نیما دو قشر آسیب پذیر و مرفه جامعه را با خط ساحل دریای اسرار از یکدیگر جدا می کند. در آنیمیسم شاملو، اسطورۀ منفی نگرانۀ تناسخ روح شیطانی در وجود انسان با عنوان شکستن و تسخیر دریا آمده است. شاملو از اسطورۀ خودشناسی انسان نخستین با عنوان غواصی در دریا یاد کرده است. شعر اخوان با بیانی فاخر، اسطوره‌ای، سنت‌گرا، نمادین و با دیدی تلخ و منفی نسبت به جامعه‌ی معاصر بیان شده است. وی از نسبت دیرینه‌ و اسطوره‌ای بین آب و آتش سخن گفته است. سهراب، در نماد‌پردازی اسطورۀ آب و دریا بیش از دیگر شاعران یاد شده سهم دارد. تعابیر جدید فروغ در بیان اسطورۀ دریا، با لحنی سورئال بیان شده است.