زنجیرۀ روابط متقابل شخصیتهای حکایت خیر و شر نظامی گنجوی بر اساس نظریۀ اریکبرن
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران. (نویسنده مسئول)
2 استادیار گروه مشاوره، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.
3 دبیر آموزش و پرورش کرمانشاه
doi
چکیده
انسانها در رابطههای متقابل و موقعیتهای اجتماعی، مدام در حال دریافت پیام و ارسال پاسخ هستند. هر ارتباط حداقل دو طرف دارد. یک طرف با ارسال پیام (محرک) و طرف دیگر با واکنش از سوی خود، پاسخ میدهد. محرکها و پاسخها برای ارتباط، بین افراد رد و بدل میشوند. نظریۀ تحلیل رفتار متقابل اریکبرن، بر پایۀ چهار مبحث کلی (تحلیل ساختار شخصیت، ارتباط متقابل، بازیهای روانی و سناریو یا پیش نویس)، بنا شدهاست. بین ادبیات و روانشناسی، ارتباط محکم و عمیقی، وجود دارد، بررسی روابط و تعاملات میان شخصیت داستانها و حکایات کهن ادب فارسی بر اساس نظریۀ اریکبرن میتواند دستمایۀ بسیاری از پژوهشهای میان رشتهای باشد. از این¬رو، نگارندگان، با رویکرد میان رشتهای و با تکیه بر منابع کتابخانهای، به شيوۀ توصيفی ـ تحليلی، به بررسی و تحلیل زنجیرۀ روابط متقابل ساده (متقاطع و مكمل) و نهفته (دو سطحی) همراه با زیر شاخههای آنها، در شخصیتهای حکایت خیر و شر از گنبد ششم هفت پیکر نظامی گنجوی پرداختهاند. یافتهها نشان میدهد که بیشتر روابط در این حکایت از نوع ارتباط متقابل موازی یا مکمل «والد به کودک»، «کودک به والد» و «بالغ به والد» و «والد به بالغ» است. در این حکایت، ارتباط متقابل متقاطع یا شکسته و ارتباط متقابل زاویهدار دیده نشد اما ارتباط متقابل پنهان دو سطحی میان شخصیتها به صورت پیام آشکار در حالات نفسانی «کودک به والد» و پاسخ آشکار «والد به کودک» و پیام و پاسخ پنهان «کودک به کودک» وجود دارد.