تحلیل و بررسی روایت شناختیِ رمان آتش حسین سناپور بر اساس نظریه روایت شناسانه ژرار ژنت
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد واحد قائمشهر
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد قائمشهر، مازندران، ایران
3 استادیار
doi
چکیده
رمانِ آتش، از آثار حسین سناپور است که روایتی از چند شخصیت، وقایع و رخدادهایِ مرتبط با زندگیِ آنان و فضایِ حاکم بر نوع مناسباتِ آنان ارائه می دهد. از منظرِ شیوه ها و تکنیک های روایی، رمانِ آتش، در ذیل رمان های مدرن قرار می گیرد. شیوه های متنوعِ روایت، فاصله گرفتن از زمانِ خطی روایت در آثار کلاسیک، چند صدا بودنِ فرم روایت در این اثر، بهره گرفتن از شیوه های نوینِ روایت داستان و عواملی از این دست سبب شده است تا ظرفیت های این اثر از منظر روایت شناختی، قابل توجه باشد. بر این مبنا، دو پرسش در این پژوهش مطرح خواهد شد. پرسشِ نخست اینکه از منظرِ روایت شناسی، شگردهایِ روایی در رمانِ آتش، چگونه به آفرینشِ یک رمانِ مدرن منجر شده و پرسش دوم نیز این که این خصلت های رواییِ چندگانه را چگونه می توان بر اساس نظریه ژنت توضیح و تبیین کرد؟ بر مبنای این پرسش ها، فرضیه این پژوهش این است که سناپور با ارائه رویکردهای مدرن در زمینه روایت، توانسته است اثری خلق کند که با معیارهایِ روایت شناسانه دوران مدرن تطابق دارد و این خصلت های روایی را می توان با استفاده از نظریه ژرار ژنت توضیح و تبیین کرد.