مقایسۀ استعارۀ دستوری گذرایی در شعر تعلیمی و عاشقانۀ سعدی
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی،واحد اراک ،دانشگاه آزاد اسلامی ، اراک ، ایران
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اراک ،دانشگاه آزاد اسلامی ،اراک ، ایران
3 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران
doi
چکیده
استعارۀ گذرایی، یکی از استعارههای دستوری است که در دستور نقشگرای نظاممند هلیدی، بدان پرداخته میشود. این مقاله میکوشد که استعارۀ گذرایی را در دو گونۀ ادبی تعلیمی و عاشفانۀ سعدی مقایسه کند. روش پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی و مقایسهای است یافتههای این مطالعه عبارتند از: روساخت بندها نشان میدهد که بر خلاف انتظار، در شعر عاشقانۀ سعدی، بسامد فرایند مادی بیشتر از فرایندهای دیگر است. پس از آن فرایند رابطهای با اختلاف بسیار قرار دارد. در شعر تعلیمی نیز، به لحاظ روساختی، فرایندهای مادی و رابطهای با یسامدی تقریباً یکسان از دیگر فرایندها پیشی گرفتهاند. فرایند بعدی، از لحاظ کاربرد، فرایند ذهنی است اما تحلیل ژرفساختی بندها، نشان میدهد که بخش قابل توجهی از فرایندها در شعر سعدی، اساساً در ژرفساخت، ذهنی یا رفتاری بودهاند که احساسات درونی انسان را به خوبی نشان میدهند اما تحت تأثیر استعارۀ گذرایی، غالباً در رو ساخت به فرایندهای مادی و رابطهای تغییر ماهیت دادهاند. به نظر میرسد شاعر کوشیده است، احساسات درونی شخصیتهای حاضر در حکایات و یا عاشق و معشوق را در شعر عاشقانه به نحو برجستهای، عینیتر و ملموستر کند. تبدیل فرایندهای ذهنی و رفتاری به مادی و رابطهای در شعر عاشقانۀ سعدی نسبت به شعرتعلیمی به طور معناداری بیشتر است. با توجه به اینکه پارهای از استعارههای گذرایی در شعر سعدی، یا مصداق کنایهاند و یا دارای معنای ثانویه هستند که در علم بلاغت ارزیابی میشوند؛ به نظر میرسد که استعارۀ گذرایی میتواند پژوهشگران حوزه ادبیات را در بازتعریف پارهای از مباحث علم معانی و بیان یاری نماید.