عشق در قابوسنامه و اخلاق ناصری با توجه به نظریۀ روان‌شناسی مثبت‌گرای سلیگمن

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران

2 استاديار گروه زبان و ادبيات فارسي، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامي، مشهد، ايران.

doi
چکیده

قابوسنامه و اخلاق ناصری در فرهنگ و ادبیات فارسی، سرشار از نکته‌های اخلاقی، تربیتی و روان‌شناسی هستند؛ به‌طوری‌که در طی قرن‌ها همواره الگوی مردمان اين سرزمین بوده و هستند. یکی از موضوعات مشترک مباحث اخلاق ناصری و قابوسنامه عشق است که قابلیت بررسی و مقایسه را در چارچوب پژوهش‌های میان این دو اثر با روان‌شناسی مثبت‌گرا فراهم می‌کند. قابوسنامه و اخلاق ناصری درمورد عشق، دارای مشترکاتی هستند؛ همچنین مقايسه و تطبیق آثار این اندیشمندان با يافته‌های روان‌شناسی مثبت‌گرا هم بـرای معرفـی فرهنـگ غنـی ايرانی و هم برای آشکار کردن امتیازات آن بر روان‌شناسی مثبـت، امـری ضـروری و رسـالتی بالقوه است. تحلیل عشق در قابوسنامه و اخلاق ناصری براساس روان‌شناسی مثبت‌گرای سلیگمن ما را به دستاوردهای جدید رهنمون می‌کند. با توجه به نظریات این سه اندیشمند درمورد عشق، وجه مشترکِ همۀ آن‌ها این است که: عشق نیرویی است پیشرانِ تعالی (فردی، اخلاقی و هستی‌شناختی). و ‏ترکیبِ این سه دیدگاه، تصویری جامع به دست می‌دهد که عشق را هم عامل سلامت روان و ارتباط اجتماعی، هم محرک فضائل اخلاقی و هم ضامن حرکت و پویایی جهان هستی می‌شناسد.