شور و اشتیاق در آرمانشهر مولانا «پژوهش در مثنوی معنوی»
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران.
2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تایباد، دانشگاه آزاد اسلامی، تایباد، ایران.
3 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران. (نویسنده مسؤول)
doi
چکیده
مولانا جلال الدین، محمد بلخی، در آرمان¬شهر خود به دنبال ایجاد انگیزه و شوق و شور زندگی جاودانه همراه با معنویت است. او تلاش می¬کند تا در آرمان¬شهر خود، موانع را از پیش پای سالک بردارد. مثنوی معنوی سرشار از آیات و روایت و قصص و تمثیلاتی است که انسان را به اصل خودش نوید می¬دهد و مثنوی از آغاز تا پایان شرح عشق است؛ عشق به هستی بی¬کرانه¬ای که سرشار از حضور معشوق است. معنا بخشی و شور و اشتیاق به زندگی از مبانی بنیاد مکتب روان¬شناختی-معنا درمانی است که ارادۀ معطوف به معنا را در پی دارد. با توجه به مطالعات به عمل آمده، این پژوهش به صورت توصیفی – تحلیلی و از نوع کتابخانهای (استقرائی) است. الگویی که با معنا بخشیدن به معنی و مفهوم راهکارهای شور و اشتیاق، زندگی را بر پایه الگوی عملی از عرفان مولانا می¬داند: هدف از این پژوهش، مطالعۀ مورد معنا و مفهوم شناسی است که با معنا بخشیدن به رفتارها، مسؤولیت¬ها، دردها و رنج¬های انسان معاصر را در رسیدن به حقیقت مطلق و تهی شدن ازغیر ذات خداوند مصمم می¬کند. حاصل کلام آن است که مولوی برای ترسيم بهشت زمينی با الگوهای اسطوره¬های ملی و دينی چون رستم، حضرت علی (ع)، رسول اكرم (ص)، بشر را به سعادت رهنمون می¬كند و البته از "فرامن"های عصر خود، حسامالدين چلپی و شمس تبريزی هم یاد میكند. انسان در سفر خود با پيكار با نفس، جهاد اكبر را بر اساس راهکار قرآن مجید، بزرگان دین و عرفان طی میکند و بدین ترتیب وادی ¬های معرفت و تعالی را برای یک جامعه آرمانی سپری میکند.