استعاره و کاربرد آن در شعر پایداری در انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی (بر اساس اشعار فرخی یزدی و عبدالجبار کاکایی)
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد ساوه، دانشگاه آزاد اسلامی، ساوه، ایران.
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه قم، قم، ایران. (نویسنده مسؤول)
3 گروه زبان ادبیات فارسی، واحد ساوه، دانشگاه آزاد اسلامی، ساوه، ایران.
doi
چکیده
استعاره یکی از شیوههای پیچیدۀ تفکر و بیان معانی است که نقشی اساسی در آفرینش آثار ادبی و بیان اندیشههای ناگفتنی شاعر ایفا میکند. از دیدگاه بلاغی، استعاره رساتر از تشبیه است به همین جهت در انتقال پیام شاعرانه بهتز نقشآفرینی میکند. ریشۀ این رویکرد در اوضاع سیاسی و اجتماعی موجود، تجربههای شخصی شاعر و گرایشهای فکری و فلسفی او نهفته است. در شعر پایداری، استعاره بهعنوان ابزاری مؤثر برای خلق مضامین ماندگار به کار رفته و ویژگیهای فرامکانی و فرازمانی به آن بخشیده است. در سدههای اخیر ایران، انقلاب مشروطه را با رویکرد ملی و انقلاب اسلامی را با رویکرد دینی تجربه کرد. طبیعتا اشتراکات و افتراقات این دو انقلاب در شعر پایداری آن نمود یافته است. این پژوهش برای نخستین بار به بررسی تطبیقی کاربرد استعاره در تصویرسازیهای شاعرانه در شعر انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی با مطالعه موردی دو شاعر برجسته دو انقلاب مذکور، فرخی یزدی وعبدالجبار کاکایی پرداخته است. این دو از شاعرانی هستند که با استفاده خلاقانه از استعاره، تصاویر شعری بدیع و تعابیر تازهای در عرصه شعر پایداری بهجا گذاشتهاند. یافتههای پژوهش که با روش توصیفی – تحلیلی بر اساس دادههای کتابخانهای با هدف بررسی کارکردهای استعاره در اشعار پایداری این دو شاعر انجام شده نشان میدهد که استعارهها در انواع مکنیه، مصرحه، تهکمیه، جانبخشی، تشخیص و منادا بهکار رفته و مدلولاتی متنوع همچون صلح، آزادی، پایداری، شهید، مبارزان، سرزمین و دشمن را بیان میکنند. این کارکردها بیانگر غنای فکری شاعران و ابتکار آنان در استفاده از ظرفیتهای زبانی و ادبی است. این پژوهش نشان میدهد که چگونه استعارهها به خلق مضامین پایداری کمک کرده و در تأثیرگذاری شعرها نقشی کلیدی داشتهاند.