بررسی و تحلیل گفتمان دفترهای اول و دوم مثنوی معنوی با تاکید بر نظریۀ پاتوس ارسطو

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد علی آباد کتول، دانشگاه آزاد اسلامی، علی آباد کتول، ایران

2 واحد علی آباد کتول، دانشگاه آزاد اسلامی، علی آباد کتول، ایران.

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد علی آباد کتول، دانشگاه آزاد اسلامی، علی آباد کتول، ایران.

doi
چکیده

در سنت بلاغی یونان باستان، اقناع مخاطب بر سه عنصر بنیادین اتوس (اعتبار اخلاقی و شخصیت متعالی گوینده)، پاتوس (برانگیختن احساس) و لوگوس (استدلال منطقی) استوار است. در پژوهش حاضر، هدف نویسندگان، بررسی و تحلیل گفتمان شخصیت پاتوس مولانا در دفترهای اول و دوم مثنوی است. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل گفتمان و رویکردی بینامتنی به بررسی کارکرد و نمودهای گوناگون پاتوس می‌پردازد. سوال اصلی پژوهش عبارت است از: «مولوی در مثنوی معنوی از عنصر پاتوس چگونه و با چه هدفی بهره برده است؟» فرضیۀ پژوهش تأکیدی است بر این موضوع که به نظر می‌رسد مولانا در مثنوی معنوی با درکی ژرف از نقش بلاغی پاتوس در برانگیختن احساسات، خویش را نه‌تنها به‌عنوان شاعری عارف، بلکه در مقام گوینده‌ای راهنما و تجربه‌زیسته معرفی می‌کند و از این رهگذر، بنیانی اخلاقی، معرفتی و عاطفی برای تأثیرگذاری بر مخاطب پدید می‌آورد. یافته‌ها پژوهش نشان می‌دهد که مولوی با تلفیق تجربة عرفانی شخصی، شخصیت اخلاقی مقتدر و زبانی سرشار از احساس، نه‌تنها اعتماد و همدلی مخاطب را جلب می‌کند، بلکه او را درگیر تجربه‌ای وجودی، احساسی و معنوی می‌سازد. این بررسی، افزون بر بازخوانی بلاغت ارسطویی، نشان می‌دهد که چگونه عنصر پاتوس در بافت عرفانی مثنوی، به ابزاری برای انتقال تجربة شهودی و سلوکی تبدیل شده است.