خوانش تطبیقی هویت زن در بافت سه داستان منتخب مدرنیستی و پسامدرنیستی هوشنگ گلشیری)«نیروانای من»، «نقش‌بندان»، «بانویی و آنه و من»)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران.

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی ،مشهد، ایران

3 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی ،واحد مشهد،دانشگاه آزاد اسلامی ،مشهد،ایران

doi
چکیده

قرن بیستم دورۀ به پرسش‌کشیدن قطعیت‌های جزمی و قراردادهای عرفی بود. زمانه‌ای که باور مردمان به سنت‌های پیش‌پذیرفته‌شده دچار تزلزل شد، به‌گونه‌ای که مجالی نیز برای واسازی گفتمان‌های دیرین مردسالارانه فراهم ساخت. ادبیات قرن بیستم نیز پابه‌پای تحولات اجتماعی دچار تغییر شد، بطوری که اکثر نویسندگان معاصر، چه مدرنیست‌ها چه پسا‌مدرنیست‌ها، علیه اقتدارهای رایج گذشته شوریدند و برای پرداختن به مضامینی نو، شکل‌های روایی تازه‌ و ناسازگار با قواعد سنّتی رئالیسم را آزمودند و مسالۀ زنان و موقعیت‌ها و هویت‌هایشان نیز از مضامین پربسامد و مورد توجه این نویسندگان بوده است. بدین لحاظ و نیز به سبب اهمیت وافر مقولۀ بوطیقایی شیوۀ شخصیت‌پردازی در داستان، بازخوانی هویت و نقش شخصیت‌های زن در شماری از داستان‌های کوتاه یکی از مهم‌ترین نویسندگان معاصر ایران، هوشنگ گلشیری، حائز اهمیت است. با توجه به این تنگاتنگی‌ اجتناب‌ناپذیر حوزۀ تحولات اجتماعی و جامعۀ مدنی زنان و تحولات ادبیات داستانی که چه به ‌لحاظ وقوع تاریخی و چه به ‌لحاظ محتوایی بسیار هم‌بسته می‌نمایند، بیش از پیش موضوع زن در بستر ادبیات مدرن و پسا‌مدرن، اهمیت می‌یابد. این پژوهش با تحلیل شخصیت‌های زن داستان‌های «نیروانای من»، «نقش‌بندان» و «بانویی و آنه و من»، علاوه بر این¬که به این داستان‌های گلشیری نگاهی تازه افکنده و جزییاتی نو در آن‌ها کشف کرده است، با تبیین عناصر داستان و کنش‌های زنان داستان بررسی‌شده، نشان داده زنان این سه داستان (لیلی، شیرین، آنه) ‌ در پیوندی فُرمی با ساختمان و بافتِ مدرنیستی و پسامدرنیستی داستان مربوطه، از روحیه و هویتی متجدد و مستقل برخوردارند.