نوروز در شاهنامه فردوسی: آداب، نمادها و بازتابهای اسطورهای و تاریخی پیش از اسلام
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بردسیر، دانشگاه آزاد اسلامی ، بردسیر، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بردسیر، دانشگاه آزاد اسلامی، بردسیر، ایران.
3 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمان، ایران.
doi
چکیده
نوروز، کهنترین جشن ایرانی، در شاهنامه فردوسی بمثابه آیینی سترگ و نماد تجدید حیات و آغاز سال نو میدرخشد. این پژوهش با تحلیل محتوای کیفی، بازتاب آیینهای نوروز پیش از اسلام را در شاهنامه کاوش میکند. نوروز در ایران باستان، ریشه در باورهای زرتشتی داشته و با نیایش آتش، احترام به طبیعت و تجدید عهد با ارزشهای اخلاقی پیوند خورده بود. در شاهنامه، این جشن در دوران پادشاهانی چون جمشید و کیخسرو با تشریفاتی چون آراستن تخت شاهی، هدیهدادن و ضیافتهای باشکوه برگزار میشد که وحدت اجتماعی و مشروعیت سیاسی را استوار میساخت. نوروز، فراتر از جشنی فصلی، نمادی از پیروزی خیر بر شر و بازآفرینی نظم کیهانی است که در روایتهای حماسی فردوسی به ابزاری برای حفظ هویت ملی بدل شده است. تحلیل تطبیقی با منابع تاریخی چون تاریخ طبری و بندهشن نشان میدهد که فردوسی نوروز را از آیینی دینی به نمادی از مقاومت فرهنگی و انسجام اجتماعی ارتقا داده است. این مطالعه آشکار میسازد که نوروز در شاهنامه، میراثی پویا و بازتابدهنده هویت ایرانی در برابر چالشهای تاریخی است.