بررسی هنجارگریزی نحوی در دیالوگ‌های عاشقانه در داستان زال و رودابه

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد جیرفت، دانشگاه آزاد اسلامی، جیرفت، ایران

2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحدجیرفت، دانشگاه آزاد اسلامی، جیرفت، ایران

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد جیرفت، دانشگاه آزاد اسلامی، جیرفت ، ایران

doi
چکیده

گفتگو در آثار معروف و مشهور شاعران و نویسندگان پارسی از گذشته تاکنون به انحای مختلف، رواج داشته است. در شاهنامه، گفتگو به‌طور کلّی به دو صورت، گفتگوی رودروی و دیگر گفتگوی دورادور صورت گرفته است که هرکدام از این نوع گفتگوها با اشخاص گوناگون و با اهداف و چشم‌اندازهای خاصی انجام شده است. گفتگوهای هر داستان، بیانگر شخصیّت‌های آن داستان است و از طریق گفتگوهاست که می‌توان به زوایای پنهانِ شخصیّت‌های حکایات دست‌یافت. داستان عشق زال به رودابه یکی از مهم‌ترین داستان‌های عاشقانه شاهنامۀ فردوسی است؛ زیرا حاصل این عشق به دنیا آمدن رستم، قهرمان بـزرگ شـاهنامه است. نویسنده در این پژوهش درصدد آن است تا هنجارگریزی نحوی را با نگرشی توصیفی- تحلیلی و ابزار کتابخانه‌ای در دیالوگ‌های عاشقانه در داستان زال و رودابه بررسی نماید. همچنین به بررسی نوآوری و هنجارگریزی در سطح نحوی آن بپردازد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که فردوسی در داستان زال و رودابه با استفاده از هنجارگریزی نحوی، زبان خود را از زبان هنجار، متمایز ساخته و به‌نوعی باعث برجسته‌سازی در سرودۀ خود شده است. فردوسی در این نوع هنجارگریزی، ساختار حاکم بر زبان را به‌هم‌ریخته و از امکانات دستوری زبان برای برجسته نمودن، بهره برده و درصدد آفرینش در این حوزه شده است.