پیوند ساختار اندیشه و زبان در سرودههای عبدالواسع جبلی با رویکرد تقابل معنایی و تجانس لفظی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای تخصصی زبان و ادبیات فارسی، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی ، یزد، ایران.
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی ، یزد، ایران.
doi
چکیده
سجع و جناس در بلاغت سنّتی، دو آرایۀ لفظیاند که با ایجاد موسیقی و آهنگ در کلام، باعث زیبایی سخن می¬شود. عبدالقادر جرجانی، ارزش جناس را در گرو معنا دانسته و معتقد است که جناس، زمانی مقبول طبع واقع میشود که معنی کلام، آن را اقتضا کند. توجّه به بدیع و دانشهای آن، سبب به کارگیری و استفاده از آرایۀ جناس و سجع در اشعارش شد؛ اما شیوۀ ارتباط این آرایۀ لفظی با معنوی، ویژگی خاصی به سروده¬هایش داده که بهعنوان نمونه میتوان در تقابلهای دوگانۀ واژگانی به وضوح دید که از صنعت سجع و یا جناس بهره دارد. بر این اساس، بسیاری از تقابلهای دوگانه در اشعار جبلی، کلمات مسجّع یا متجانس هستند و در برابر هم قرار گرفتن تباین معنا و توازن لفظ، به بلاغت سخن شاعر افزوده است. در این تحقیق، تلاش شده است تا اول رویکرد ساختارگرایانۀ زبانشناسی و نقد ادبی در استخراج تقابلهای دوگانه، مد نظر قرار گیرد و بعد، تقابلهای واژگانی بر اساس جناس و سجع، تقسیمبندی گردد. نگارنده در این پژوهش درصدد است تا با روش توصیفی- تحلیلی و با بهرهگیری از منابع اسنادی کتابخانهای به زیباشناسی سرودههای عبدالواسع جبلی از منظر سجع و جناس بپردازد. شواهد بیانگر آن است که جبلی در اشعارش، نمونههای بلاغی زیبایی در زمینۀ سجع و جناس آفریده و همین امر به زیبایی کلام او افزوده و تأثیرگذاری آن بر خوانندگانش را افزایش داده است.