بررسی انگارههای سیاسی و اجتماعی مولوی در مثنوی معنوی با رویکرد زیبایی¬شناختی
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی،واحد اراک،دانشگاه آزاد اسلامی، اراک،ایران.
2 گروه زبان و ادبیات فارسی،واحد اراک دانشگاه ازاد اسلامی ،اراک،ایران.
3 گروه زبان و ادبیات فارسی،واحد اراک،دانشگاه آزاد اسلامی،اراک،ایران.
doi
چکیده
در این پژوهش تلاش شده است با رویکردی زیبایی¬شناختی به بررسی عرفان اجتماعی مثنوی معنوی مولوی، با نگاهی نوین و با استفاده از روش توصیفی تحلیلی پرداخته شود. عرفان اجتماعی، عرفانی است که از آغاز تا پایان، سویههای مشخص اجتماعی دارد و در مرحله نهایی سلوک، یعنی در سفر چهارم از اسفار اربعه، که شهود میباشد، ماهیت اجتماعی یافته و عارف، رسالت هدایت، تربیت و مدیریت اجتماعی را در ابعاد مختلف به تناسب اقتضائات وجودی و عینی بر عهده میگیرد. بنابراین، در این پژوهش، دیدگاههای مولوی از رهیافتهای سیاسی و اجتماعی بر بنیاد زیبایی-شناختی مورد تحلیل قرار گرفته است. مثنوی معنوی علاوه بر آنکه منبعی غنی از بینش¬ها و اندیشه¬های عارفانه و سیاسی است با زبانی شاعرانه و ارایه قصه¬های آموزنده، اندیشه¬های اجتماعی و سیاسی را به زیبایی به مخاطبان منتقل می¬کند. مولوی با حفظ جایگاه خود و با بهره¬گیری از مولفه¬های زیبایی¬شناختی در حوزه زبان و بیان، تصاویر و نمادها، فرم و ساختار، تمثیل، مضامین و موسیقی کلام، به عنوان یک مصلح اجتماعی، نهاد حاکمیت سیاسی جامعه را مورد خطاب قرار میدهد و در جهت پبشبرد بهتر امور اجتماع و توده مردم، تشویق و تحذیر مینماید. در واقع مولوی تلاش دارد که در منظومه تعلیمی خود، با کنشی هنری، اصول و مسائل عرفان اسلامی را در سبک زندگی اجتماعی تسری دهد تا گرایش توحیدی بر جامعه و حاکمیت، در جهت اصلاح امور، به سمت زیست اخلاقی و معنوی، و برقراری عدل اجتماعی از طریق تدبیر و ساماندهی آن میسر شود.