تأثیر استراتژی های یادگیری بر توسعه محصول جدید با نقش تعدیلگری جهت گیری استراتژیک و قابلیت های شناختی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی
2 استادیار مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی.
doi
چکیده
هدف اصلی پژوهش حاضر، تحلیل تأثیر استراتژیهای یادگیری بر توسعه محصولات جدید در شرکت های تولیدکننده دارو در کشور بوده است. همچنین، این پژوهش بررسی میکند که جهتگیریهای استراتژیک و قابلیتهای شناختی چه نقشی در تقویت یا تضعیف این رابطه ایفا میکنند. پارادایم این پژوهش اثباتباوری، رویکرد آن قیاسی و استراتژی آن پیمایش است. بر این اساس و پس از مرور ادبیات و طراحی مدل مفهومی، پرسشنامهای مشتمل بر 23 پرسش به نمونه آماری متشکل از 131 شرکت ارایه شد. از هر شرکت دست کم 2 نفر از مدیران ارشد یا میانی به پرسشها پاسخ دادند که میانگین نظرات آنها مورد تحلیل قرار گرفت. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه بر اساس نظر متخصصان و استفاده از پرسشنامه استاندارد و روایی سازه نیز بر اساس تحلیل عاملی تأییدی تأیید شد. پایایی از مجرای آزمونهای آلفای کرونباخ، پایایی مرکب و میانگین واریانس تأیید شد. سپس، دادههای گردآوری شده به کمک نرمافزار اسمارت پیالاس و از طریق ماتریس همبستگی، آزمون معادلات ساختاری و آزمون برازش مدل مورد تحلیل قرار گرفتند. در نهایت، مشخص شد که استراتژیهای یادگیری اکتشافی و بهرهبردارانه بر توسعه محصولات جدید موثر هستند. همچنین قابلیتهای شناختی میتوانند این رابطه را تعدیل کنند. جهتگیریهای استراتژیک نیز در رابطه بین استراتژیهای یادگیری بهرهبردارانه و توسعه محصول مؤثرند اما نقش آنها در رابطه بین استراتژیهای اکتشافی و توسعه محصول معنادار نبود.