زیباییشناسی سکوت و ایجاز در رباعیات خیام
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران
2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ايران.
doi
چکیده
رباعیات خیام به عنوان فشردهترین ساختار شعری در ادبیات فارسی، عرصه تلاقیِ «حکمت فلسفی» و «ایجاز هنری» است. با وجود پژوهشهای متعدد پیرامون اندیشههای خیام، کارکردِ زیباییشناختیِ «سکوت» و پیوند آن با فرمِ کوتاهِ شعر او، کمتر مورد واکاوی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف پر کردن این خلأ و با روش توصیفی-تحلیلی و ابزار کتابخانهای، میکوشد تا چگونگی تبدیل شدنِ ایجاز و سکوت به یک استراتژیِ بلاغی و زیباشناسانه را در رباعیات خیام تبیین کند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که ایجاز در شعر خیام، تنها یک صنعت ادبی نیست، بلکه بازتابی ساختاری از جهانبینیِ او مبنی بر «کوتاهیِ فرصت حیات» و «شتابِ زوال» است. تحلیلها در چهار محورِ ساختار، هستیشناسی، کوزهنامهها و انکار، آشکار ساخت که سکوت در این منظومه، دارای لایههای متعددی از جمله «سکوت معرفتشناختی» در برابر راز خلقت و «سکوت هستیشناسانه» در مواجهه با مرگ است. همچنین در کوزهنامهها، سکوتِ اشیاء به زبانی برای روایتِ سرگذشتِ پیشینیان بدل میشود. نتیجه آنکه زیباییشناسی خیام، زیباییشناسیِ «حذف» و «تقلیل» است؛ رویکردی که با زدودنِ حواشیِ کلامی، مخاطب را بیواسطه در برابر حقیقتِ عریان و حیرتانگیزِ هستی قرار میدهد.