تحلیل زیبایی‌شناسانه تخیل و تصویر در اشعار حافظ و ابن فارض

نویسندگان

1 مدرس مدعو گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد خوزستان، دانشگاه فرهنگیان، خوزستان، ایران

2 دانشجوی کارشناسی گروه آموزش زبان عربی، واحد پرديس حضرت معصومه (س)، دانشگاه فرهنگیان، قم، ایران.

3 کارشناس ومدیر وب سایت

doi
چکیده

این پژوهش به بررسی تطبیقی و بلاغی اشعار حافظ شیرازی و ابن فارض مصری می‌پردازد تا وجوه اشتراک و افتراق این دو قله ادبیات عرفانی را در به‌کارگیری نمادهای غنایی تبیین کند. تمرکز اصلی بر تحلیل کارکرد نماد «می» و ساختار بلاغی زبان شعری است. یافته‌ها نشان می‌دهد که اگرچه هر دو شاعر از زبان عشق زمینی برای بیان حقایق ماورایی بهره می‌برند، اما رویکرد آنان متفاوت است؛ ابن فارض غالباً بر جنبه‌ی انتزاعی و «سکر روحانی» تأکید دارد، درحالی‌که حافظ با خلق شخصیت «رند» و آمیختن عرفان با نقد اجتماعی، به نمادها کارکردی چندگانه و زمینی-آسمانی می‌بخشد. بخش مهمی از این تحلیل به واکاوی «ایهام تناسب» در شعر حافظ اختصاص دارد. با بررسی بیت «مُطربِ عشق عجب ساز و نوایی دارد»، آشکار می‌شود که حافظ کلام را همچون یک «پارتیتور موسیقایی» معماری می‌کند. واژگانی چون «ساز»، «نوا»، «نقش» و «راه» در یک شبکه‌ی درهم‌تنیده‌ی معنایی، هم‌زمان به مفاهیم عام و اصطلاحات تخصصی موسیقی اشاره دارند. این ویژگی، شعر حافظ را از یک متن صرفاً احساسی به ساختاری چندلایه تبدیل می‌کند که در آن لذت ادبی حاصلِ کشف روابط پنهان واژگانی و پیوند میان موسیقی و معناست؛ ویژگی‌ای که او را از بیان مستقیم‌تر ابن فارض متمایز می‌سازد.