سیر تحول هنجارگریزی معنایی در شعر مهدوی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری،گروه زبان و ادبیات فارسی،واحد همدان،دانشگاه آزاداسلامی،همدان ، ایران.

2 استادیار ،گروه زبان و ادبیات فارسی،واحد همدان،دانشگاه آزاد اسلامی،همدان ،ایران.

3 استادیار،گروه زبان و ادبیّات فارسی، ، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران.

doi
چکیده

پژوهش حاضر به واکاوی دقیق و همه‌جانبه‌ی سیر تحول زبان‌شناختی و زیبایی‌شناختی در شعر مهدوی از سده‌های چهارم تا چهاردهم هجری می‌پردازد. هدف بنیادین و اصلی این مطالعه، تبیین چگونگی گذار از تصویرسازی‌های عینی و محسوس به سوی مفاهیم انتزاعی و استعاری در فرآیند پیچیده‌ی بازنمایی شخصیت و کارکرد موعود (عج) است. این جستار با اتکا به مبانی نقد فرمالیستی و نظریه هنجارگریزی معنایی، داده‌های مستخرج از مجموعه «شرعی،1396» را مورد تحلیل قرار می‌دهد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که زبان شعر در سده‌های نخستین و در بستر سبک خراسانی، عمدتاً مبتنی بر تشبیهات محسوس به محسوس و توصیفات بیرونی بوده است و در این دوره، امام به مثابه یک منجی مقتدر با ابزارهای ملموس و عینی تصویر شده است. اما با گذر زمان و ظهور سبک عراقی، رویکرد شاعران به سمت درونی‌سازی مفاهیم تغییر می‌یابد و آنان از تشبیهات معقول به محسوس جهت عینیت‌بخشی به تجربیات عرفانی بهره می‌جویند. این روند تکاملی در سبک هندی به اوج پیچیدگی خود می‌رسد؛ به طوری که استعاره‌های مکنیه، تشخیص و پارادوکس‌های معنایی جایگزین تشبیهات صریح می‌شوند تا رنج انتظار و مفاهیم متافیزیکی غیبت را با عمق بیشتری بازتاب دهند. در نهایت، دوره بازگشت ادبی شاهد شکل‌گیری نوعی تلفیق میان صلابت زبانی پیشین و مضامین اجتماعی جدید است. نتایج این پژوهش اثبات می‌کند که تحول صور خیال در شعر مهدوی بازتابی مستقیم از تکامل معرفت‌شناختی شاعران نسبت به مقوله مهدویت و حرکت از سطح توصیف تاریخی به لایه‌های زیرین فلسفه انتظار است.