فراتر از بدنمندی: تحلیلی مفهومی-گفتمانی از استعارههای احساسات در زبان فارسی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبانشناسی همگانی، گروه زبانشناسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.
2 استادیار،گروه زبان انگلیسی، واحد امیدیه، دانشگاه آزاد اسلامی، امیدیه، ایران.
3 استادیار، گروه زبان خارجه، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.
doi
چکیده
نظریه استعاره مفهومی مدتهاست که بر بدنمندی به عنوان اصل تبیینی اصلی برای استعارههای احساسات تأکید داشته است. این مطالعه با تحلیل نظاممند استعارههای احساسات در زبان فارسی، به بررسی انتقادی کفایت تبیینهای مبتنی بر بدنمندی میپردازد. با تلفیق یافتههای ده مطالعه انجامشده در زبان فارسی (۱۳۹۲-۱۴۰۲) در مورد غم، شادی، خشم، ترس و درد، این تحلیل ناهمگونیهای نظاممندی را در تنوع و توزیع استعاری آشکار میسازد که تنها با تجربه جسمانی قابل پیشبینی نیستند. با توجه به یافتههای تحقیق، احساس غم ۱۷ حوزه مبدأ متمایز را نشان میدهد که بسیار فراتر از خشم (۷ حوزه)، ترس (۵ حوزه) و درد (۵ حوزه) است؛ در حالی که شادی تنوع نسبتاً بالایی (۱۳ حوزه) با جهتگیری مفهومی متفاوت از نظر کیفی دارد. این الگوها نشان میدهند که بسط استعاری نه با شدت واکنشهای بدن، بلکه با برجستگی فرهنگی، تداوم روایی و ارزیابی اخلاقی همبستگی دارد. این مطالعه مدل فرهنگی-گفتمان بدنمند را پیشنهاد میدهد که در آن طرحوارههای بدن مند بستر لازم را فراهم میکنند، در حالی که نمادپردازی فرهنگی و کنشهای گفتمانی به طور گزینشی نظامهای استعاری را گسترش داده، سرکوب و تثبیت میکنند. این مقاله با حرکت فراتر از بدنمندی به عنوان یک تبیین کافی، به بحثهای جاری در باب جهانشمولی و تنوع در مفهومسازی احساسات کمک کرده و چارچوبی از لحاظ نظری تعمیمپذیر برای تحلیل استعاره در نقطه تلاقی بدن، فرهنگ و گفتمان ارائه میدهد.