مقایسه جایگاه روان‌شناختی و فرهنگی زن در دو رویکرد قرآنی- فلسفی علامه طباطبایی و فمینیسم رادیکال شولامیث فایراستون

نویسندگان
doi
10.82542/jwc.2026.1231082
چکیده

هدف پژوهش حاضر، مقایسه جایگاه روان‌شناختی و فرهنگی زن در دو رویکرد قرآنی–فلسفی علامه طباطبایی و فمینیسم رادیکال شولامیث فایراستون بود.جامعه آماری­ پژوهش شامل آثار مکتوب، تفسیری و فلسفی علامه طباطبایی و نوشته‌های نظری فایراستون در حوزه فمینیسم رادیکال و پژوهش‌های ثانویه مرتبط با آن‌ها بود. نمونه پژوهش، گزیده‌ای از مهم‌ترین آثار هر دو متفکر بود که به صورت هدفمند و بر اساس معیار اهمیت و ارتباط با محورهای روان‌شناختی، فرهنگی و اجتماعی زن انتخاب شدند. روش پژوهش از نوع تحلیلی–تطبیقی بود. داده‌ها با استفاده از تحلیل اسنادی و با بهره‌گیری از تحلیل مفهومی و مقایسه نظام‌مند مبانی نظری، روان‌شناختی و پیامدهای فرهنگی–اجتماعی دو دیدگاه گردآوری شد. یافته‌ها نشان داد که .اختلاف بنیادین این دو رویکرد ناشی از تفاوت در تلقی از طبیعت انسان، نسبت بدن و جنسیت با هویت و معنای آزادی است؛ به‌گونه‌ای که در اندیشه علامه طباطبایی، کرامت انسانی مشترک زن و مرد و تفاوت‌های تکوینی آنان در چارچوب خانواده، تربیت و عدالت، نقشی سازنده در تعادل روانی و فرهنگی جامعه ایفا می‌کند، در حالی که فایراستون با تفسیر بدن و مادری به‌عنوان منشأ ستم، بر حذف تفاوت‌های جنسیتی و بازسازی تکنولوژیک روابط خانوادگی و تربیتی تأکید دارد؛ ازاین‌رو، نتیجه پژوهش حاکی از آن است که رویکرد قرآنی–فلسفی علامه، تصویری منسجم‌تر و پایدارتر از هویت زن و نظم روانی–فرهنگی جامعه ارائه می‌دهد. از این‌رو، بازخوانی اندیشه قرآنی–فلسفی علامه طباطبایی، می‌تواند افق‌هایی تازه برای فهم متعادل‌تر، انسانی‌تر و فرهنگی‌–روان‌شناختی‌ از جایگاه زن در جهان معاصر فراهم آورد.