تعیین نقش طرحواره‌های ناسازگار اولیه در حوزۀ طرد و بریدگی در پیش‌بینی نشانه‌های وسواسی- جبری با میانجی‌گری سبک‌های مقابله‌ای طرحواره‌ای در زنان مراجعه‌کننده به کلینیک‌های زیبایی شهر کرمان از منظر فرهنگی

doi
10.82542/jwc.2026.1236066
چکیده

هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش طرحواره‌‌های ناسازگار اولیه در حوزه طرد/بریدگی در پیش‌‌بینی نشانه‌‌های وسواسی-جبری با میانجی‌‌گری سبک‌‌های مقابله‌‌ای طرحواره‌‌ای در زنان مراجعه‌‌کننده به کلینیک‌‌های زیبایی از منظر فرهنگی شهر کرمان بود. جامعه آماری تمامی زنان مراجعه‌‌کننده به کلینیک‌‌های زیبایی در شهر کرمان در سال 1404 بود. نمونه پژوهش 312 نفر از زنان مراجعه‌‌کننده به "کلینیک زیبایی حس" در کرمان  بود که به روش نمونه‌‌گیری در‌‌دسترس انتخاب شدند. روش پژوهش همبستگی و از نوع مدل‌‌یابی معادلات ساختاری است. ابزار گردآوری داده‌‌ها، پرسشنامه طرحواره‌‌های ناسازگار اولیه یانگ نسخه سوم فرم کوتاه (2005)، پرسشنامه جبران افراطی یانگ (1995)، پرسشنامه اجتناب یانگ و رای(1994) و نسخه اصلاح شده پرسشنامه وسواسی-جبری فوآ و همکاران (2002) بود. تحلیل داده ها با استفاده از معادلات ساختاری و از نرم‌‌افزار‌‌های SPSS نسخه 24 و نسخه 24 AMOS بود. نتایج نشان داد که به‌‌طور کلی مدل از برازش قابل قبولی برخوردار بود؛ و سبک‌‌های مقابله‌‌ای طرحواره‌‌ای نقش میانجی معناداری در رابطه بین طرحواره‌‌های ناسازگار اولیه در حوزه طرد/بریدگی (به جز طرحواره نقص/شرم) با نشانه‌‌های وسواسی-جبری در زنان ایفا می‌‌کند. در مورد طرحواره نقص/شرم مسیر مستقیم آن با نشانه‌‌های وسواسی-جبری معنادار نبود. همچنین نتایج نشان داد که طرحواره‌‌های ناسازگار اولیه در حوزه طرد/بریدگی به جز طرحواره نقص/شرم از طریق سبک‌‌های مقابله‌‌ای طرحواره‌‌ای (جبران افراطی و اجتناب) نشانه‌‌های وسواسی-جبری را در  زنان تشدید می‌‌کند. درنهایت می‌توان از این الگو در طراحی مداخلات درمانی برای زنان دارای نشانه‌های وسواسی که به کلینیک‌های زیبایی مراجعه  می­کنند واز نظر فرهنگی شرایط خاصی دارند، بهره گرفت.