اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر گوشهگیری اجتماعی و خودناتوانسازی در نوجوانان دختر مبتلا به افسردگی با تأکید بر عوامل فرهنگی
نویسندگان
1
2
doi
10.82542/jwc.2026.1238794چکیده
هدف این پژوهش تعیین میزان اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر گوشهگیری اجتماعی و خودناتوانسازی در نوجوانان دختر مبتلا به اختلال افسردگی با تأکید بر عوامل فرهنگی بود. جامعه آماری شامل تمامی نوجوانان دختر دوره متوسطه اول دبیرستان ناحیه 1 استان اصفهان بود که در سال تحصیلی 1403-1404 مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش 40 نفر بود که به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و به روش نمونهگیری تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 20 نفر) گمارده شدند. روش پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با پیشآزمون - پسآزمون و گروه گواه بود.گروه آزمایش تحت 8 جلسه درمان متمرکز بر شفقت (هر هفته یک جلسه ۶۰ تا ۹۰ دقیقهای) قرار گرفتند. و گروه گواه هیچگونه درمانی دریافت نکردند. ابزارهای سنجش شامل پرسشنامه گوشه گیری چلبی و کافی (1383)، پرسشنامه خودناتوان سازی جونز و ردوالت (1982) و پرسشنامه افسردگی بک (1961) بود که در دو مرحله پیشآزمون و پسآزمون توسط شرکتکنندگان تکمیل شدند. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیره (مانکوا) مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. یافتههای حاصل از پژوهش نشان داد که درمان متمرکز بر شفقت بر گوشهگیری اجتماعی و خودناتوانسازی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال افسردگی با تأکید بر عوامل فرهنگی اثر بخش بود (05/0>P). به عبارت دیگر، درمان متمرکز بر شفقت بهعنوان یک مداخله مؤثر باعث کاهش گوشهگیری اجتماعی و رفتارهای خودناتوانساز در نوجوانان دختر افسرده شده است.