شناسایی و ارزیابی عوامل کلیدی موثر بر آینده بانکداری با تمرکز بر بلاکچین با رویکرد فازی
نویسندگان
1 دانش آموخته ،گروه مدیریت صنعتی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.
2 استاد، گروه مدیریت صنعتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشیار گروه مدیریت صنعتی، دانشگاه قم، قم، ایران.
4 استادیار، گروه حسابداری، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.
doi
چکیده
هدف: فناوریهای دیجیتال مثل بلاکچین صنایع مختلف علیالخصوص صنعت مالی را دستخوش تغییرات بسیاری کردهاند. این تغییرات در آینده با دامنه و شدت بیشتری دنبال خواهد شد. تحقیق حاضر به دنبال شناسایی و ارزیابی عوامل کلیدی موثر بر آینده بخش بانکی با تمرکز بر فناوری بلاکچین است. روش: مطالعه حاضر از نظر روششناسی، کمی بوده و از حیث گردآوری دادهها، یک پژوهش میدانی است. در این پژوهش از دو روش کمی دلفی فازی و واسپاس فازی برای تحلیل داده ها استفاده شد. جامعه نظری پژوهش شامل مدیران و مشاوران فناوریهای مالی در بخش بانکی بودند. نمونهها بر اساس صلاحیت و مهارت خبرگان در این حوزهها گزینش شدند. حجم نمونه در این پژوهش برابر با 10 نفر بود. فنونی مانند دیمتل چون بر اساس مقایسه زوجی هستند، نسبت به افزایش حجم نمونه و عوامل بسیار حساس هستند. افزایش حجم نمونه باعث کاهش سازگاری و اعتماد به نتایج میشود. در این روشها چون نظر تخصصی خبره اهمیت دارد حجم نمونه بین پنج تا 15 نفر توصیه میشود. ابزارهای گردآوری داده در این پژوهش شامل مصاحبه ساختاریافته و پرسشنامه بود. برای غربال عوامل کلیدی از پرسشنامه خبرهسنجی و جهت رتبهبندی عوامل از پرسشنامه اولویتسنجی واسپاس فازی استفاده شد. مقادیر نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی برای تمامی عوامل مطلوب بود که بیانگر روایی مناسب ابزارهای پژوهش است. یافتهها: تحقیق حاضر در سه مرحله انجام شد. در گام اول، 31 عامل از طریق مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان استخراج شد. عوامل استخراجشده در سه دسته شامل پیشران، سیگنالهای ضعیف و شگفتیسازها طبقهبندی شدند. عوامل استخراجشده با توزیع پرسشنامههای خبرهسنجی و روش دلفی فازی غربال شدند. نه عامل به دلیل داشتن عدد دیفازی مطلوب، برای اولویتبندی نهایی انتخاب شدند. عوامل غربالشده با روش واسپاس فازی اولویتبندی شدند. بر اساس امتیازات کسبشده، مهمترین عوامل موثر عبارت بودند از: مزایای سازمانی ادراکشده، همسازی و سازگاری فناوری بلاکچین با سیستمهای فناوری اطلاعات در صنعت بانکداری، پذیرش بلاکچین در سایر حوزهها و صنایع از جمله زنجیره تأمین و توسعه رگتکها در کشور. تمامی این عوامل به استثنای یک مورد، سیگنال ضعیف بودند. نتایج: پیشنهادهای کاربردی پژوهش بر اساس مهمترین عوامل ارائه شد. برخی از مهمترین پیشنهادهای پژوهش عبارت بودند از: تهیه ابزار برای سنجش مزایا و منافع فناوریهای جدید در بخش بانکی، بکارگیری نگاه سیستمی در انتقال فناوری به بخش بانکی، استفاده از تجارب دیگر حوزهها در پیادهسازی فناوری بلاکچین و استفاده از قابلیت رگتکها در شناسایی و تحلیل ریسکهای همکاری بانکها و فینتکها.